閱讀 卷 6 提問者問一隻棲息在城牆上的鳥:牠的頭更優越、更珍貴、更高貴、更受尊敬,還是牠的尾巴?傳教士根據提問者的理解回答 詩聯 168

M6:168 — این جهان گوید که تو رهشان نما / وآن جهان گوید که تو مهشان نما

این جهان گوید که تو رهشان نماوآن جهان گوید که تو مهشان نما
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:168

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این جهان می‌گوید که تو به مردمان راه را بنما؛ و آن جهان می‌گوید که تو آنان را (از لحاظ مقام) بلند گردان. معنا: این بیت نقش دوگانه پیامبر را در دو جهان بیان می‌کند: در دنیا راهنمای دین مردم است و در آخرت شفاعت‌کننده برای ارتقای مقامات معنوی آنان.

شرح

این بیت شاهدی است بر یک نقش بسیار اساسی و همیشگی که مولانا برای وجود شریف پیامبر اکرم (ص) قائل است، یعنی مقام شفاعت و هدایت‌گری آن حضرت در این جهان و آن جهان. کلمه «شفیع» که بیت پیشین به آن اشاره دارد، از ریشه «شفع» به معنای جفت و همراهی می‌آید. شفیع کسی است که به یاری آدمی می‌آید و با او جفت می‌شود تا کاری را که به تنهایی از عهده‌اش برنمی‌آید، به کمک او به انجام برساند.

از دید مولانا، پیامبر در «این جهان» (یعنی دنیای کنونی) شفیع و راهنمای ماست، چنان‌که این بیت می‌فرماید: «این جهان گوید که تو ره‌شان نما». اوست که راه حقیقت و مسیر دینداری را به ما می‌نمایاند و ما را هدایت می‌کند. بدون دستگیری و راهبری او، این مسیر بر ما پنهان می‌مانْد. اما شفاعت پیامبر تنها به این جهان محدود نمی‌شود؛ نقش ایشان در «آن جهان» نیز حیاتی است: «وآن جهان گوید که تو مه‌شان نما».

درباره عبارت «مه‌شان نما»، اگرچه تفسیرهای گوناگونی دارد، اما من ترجیح می‌دهم آن را به معنای «بزرگشان کن» یا «مقامشان را بالا ببر» بفهمم. این تفسیر، به‌ویژه در پرتو دیدگاه معتزله درباره شفاعت، معنای ژرف‌تری پیدا می‌کند. معتزله، بر خلاف اشاعره، معتقد بودند که شفاعت پیامبر برای آمرزش گناهان کبیره نیست، زیرا خداوند هرگز از وعده یا وعید خود تخلف نمی‌کند و گناه‌کار سزای عمل خود را خواهد دید. از نظر آنان، شفاعت برای «رفعت مقام» است؛ یعنی مؤمنان شایسته را از مرتبه‌ای به مرتبه بالاتر و از غرفه‌ای به غرفه‌ای والاتر در بهشت می‌رساند. مولانا نیز در اینجا همین مفهوم را افاده می‌کند: شفاعت آن حضرت در قیامت، ارتقای جایگاه کسانی است که خود صلاحیت دارند، نه صرفاً بخشش گناهانشان. این معنا، نه وعده و وعید الهی را نقض می‌کند و نه از عظمت شفاعت می‌کاهد، بلکه تفضلی را نشان می‌دهد که موجب تعالی بیشتر صالحان می‌شود.

این پیشه هدایت‌گری و شفاعت، نه تنها در زمان حیات جسمانی پیامبر، بلکه پس از آن نیز ادامه دارد. همان‌طور که در بیت دیگری فرموده است: «پیشه‌اش اندر ظهور و در کمن / اهد قومی انهم لا یعلمون.» دعای «خدایا قوم مرا هدایت کن، زیرا نمی‌دانند» که منسوب به پیامبر در احد است، نشان‌دهنده ذات وجودی اوست که همواره در پی هدایت است. این وظیفه در پرده خفا و از طریق ولایت باطنی نیز برقرار است، و دل‌های مستعد را جذب و به راه می‌آورد. این همه بیانگر خاتمیت پیامبر است؛ نه به معنای آخرین بودن از نظر زمانی، بلکه به معنای اوج گرفتن و دست یافتن به بلندترین مراتب ممکن در جود و کرم و هدایت که هیچ کس در آن بی‌نظیر بوده و نخواهد بود.

نکات کلیدی

  • پیامبر در این جهان شفیع هدایت‌گر است؛ راه دین را به بشریت می‌آمایاند.
  • در آن جهان نیز پیامبر شفیع است، اما نه برای بخشش گناه، بلکه برای ارتقاء مقام و جایگاه معنوی صالحان.
  • مولانا در تفسیر «مه‌شان نما» با دیدگاه معتزله هم‌سو می‌شود که شفاعت را وسیله‌ای برای 'رفعت مقام' می‌داند، نه صرفاً آمرزش.
  • پیشه هدایت‌گری پیامبر دائمی است؛ هم در ظهور (حیات ظاهری) و هم در کمن (از طریق ولایت باطنی).
  • این بیت نشانه‌ای از بی‌نظیر بودن و 'خاتمیت' پیامبر است، که در جود و هدایت به بالاترین قله‌ها رسیده است.

Sources: d6-s05 · 10:10:00 d6-s05 · 11:11:00 d6-s05 · 14:16:00 d6-s05 · 15:11:00 d6-s04 · 00:58:20

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。