閱讀 卷 6 比喻 詩聯 1811

M6:1811 — آن موالید از زه این چار نیست / لاجرم منظور این ابصار نیست

آن موالید از زه این چار نیستلاجرم منظور این ابصار نیست
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:1811

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن زاده‌ها از رحم این چهار عنصر (مادی) نیستند؛ ناگزیر، این چشمان (ظاهری) قادر به دیدنشان نیستند. معنا: این بیت بیان می‌دارد که برخی حقایق یا پدیده‌های معنوی، از جنس علت‌های مادی و طبیعی جهان نیستند و به همین دلیل، با حواس ظاهری ما قابل درک و مشاهده نیستند. آن‌ها ریشه‌ای فرامادی و غیبی دارند.

شرح

مولانا در این بیت پرده از یک نکتهٔ بسیار بلند و هستی‌شناسانه برمی‌دارد. «آن موالید از زه این چار نیست». «زه» در اینجا به معنای زادن، و «زهدان» به معنای رحم است. «چار» نیز اشاره به عناصر اربعهٔ مشهور، یعنی آب و باد و خاک و آتش دارد که در فلسفهٔ قدما مبنای جهان مادی بوده‌اند. مولانا می‌گوید آن مولودها، آن ثمرات و میوه‌های معنوی که من به آن‌ها اشاره می‌کنم، از ره یا از زه این چهار عنصر مادی نیستند. یعنی علل مادی ندارند، شرایط طبیعی ندارند؛ جور دیگری پدید می‌آیند، از سرچشمه‌ای دیگر می‌جوشند. این حرف بسیار مهمی است؛ معنایش این است که برخی رخدادها و حقایق، محصول سلسله علل و معلول‌های مادی و طبیعی این جهان نیستند، بلکه از ساحت دیگری پا به هستی می‌گذارند.

از همین روست که می‌فرماید: «لاجرم منظور این ابصار نیست». «لاجرم» یعنی ناگزیر و لاجرم، و «منظور این ابصار» یعنی قابل دیدن با این چشمان ظاهری ما نیستند. چون این موالید از مسیری غیبی می‌آیند و می‌روند، به چشم ظاهر دیده نمی‌شوند. مولانا خود نمونه‌ای عینی از این حقیقت را در مناقب العارفین آورده است: می‌گوید که بعد از سرودن و نگارش ابیات بسیار، دستور داد تنور را داغ کنند و تمامی برگه‌ها را به آتش افکند، و فرمود: «از غیب آمدند و به غیب الغیب می‌روند.» این مثالی روشن از رخدادی است که از راهی نادیدنی می‌آید و به نادیدنی‌ها می‌پیوندد و هیچ اثری از آن باقی نمی‌ماند.

مولانا سپس در بیتی دیگر که ناظر به همین معناست می‌گوید: «آن موالید از تجلی زاده‌اند / لاجرم مستور پرده ساده‌اند.» این یک نکتهٔ فوق‌العاده مهم است. عارفان ما، و سپس فیلسوفانی چون ملاصدرا، در نهایت مسیر سلوک فلسفی خود به همین جا رسیده‌اند که جهان، معلول خداوند نیست، بلکه تجلی خداوند است. معلول به معنای اصیل کلمه، اساساً تجلی علت است. ملاصدرا در اسفار اربعه خود تصریح می‌کند که پدید آمدن معلول از علت به معنای آن نیست که علت چیزی غیر از خود را در بیرون خود می‌نهد؛ بلکه خود علت به شکل دیگری درمی‌آید، «تطوره به طور و تحیصه به حیثیت». این به معنای «تشعن» است؛ یعنی معلول یک شکل دیگری از علت است، علت نزول می‌کند و در مرتبهٔ اشیاء و معلولات می‌نشیند.

این اندیشه در قلهٔ تفکر عارفانه قرار دارد و پشتوانهٔ فلسفی نیز یافته است. معنایش این است که خداوند با روحانی، روحانی و با جسمانی، جسمانی است. کل این عالم، چه روحی و چه جسمی، نه فقط معلول او که هر دو ظهور او، هر دو تجلی او هستند. مولانا به همین سادگی این حقیقت عظیم را بیان می‌کند، حقیقتی که بعدها خود می‌گوید آن را به سادگی تمام نمی‌توان شرح داد. پس «مستور پرده ساده‌اند» یعنی نهان هستند و از چشم پنهان، زیرا از تجلی زاده‌اند و نه تنها چشم ظاهری، که فکر فلسفی نیز به سادگی به آن نمی‌رسد. این موالید پنهان‌اند، نه به دلیل پیچیدگی، بلکه به دلیل سادگی مطلق و بی‌نقش بودن پردهٔ وجودی‌شان، که تجلی مستقیم حق است.

نکات کلیدی

  • ریشهٔ حقایق معنوی فراتر از علل مادی و طبیعی این جهان است.
  • موالید باطنی و روحانی از «تجلی» الهی زاده می‌شوند، نه از «علیت» مادی.
  • درک و مشاهدهٔ این حقایق فرامادی با حواس ظاهری و ابصار مادی ممکن نیست.
  • جهان، جلوه‌ای از ذات الهی است که به اشکال گوناگون ظاهر می‌شود، نه معلولی جدا از علت.
  • پنهان بودن این موالید به دلیل پیچیدگی آن‌ها نیست، بلکه به خاطر سادگی مطلق و بی‌نقش بودن پردهٔ تجلی است.

Sources: d6-s40 · 00:28:05 d6-s40 · 00:30:11 d6-s40 · 00:32:11

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。