閱讀 卷 6 向真主祈禱,尋求庇護,免於自由意志的誘惑,以及導致自由意志的手段的誘惑。因為天地都曾因自由意志和導致自由意志的手段而抱怨和恐懼,而人類的創造卻熱衷於追求自己的自由意志和導致自由意志的手段。如同病人感覺自己缺乏自由意志,渴望健康,因為健康是自由意志的原因,這樣他的自由意志就會增加;他渴望地位,這樣他的自由意志就會增加。在過去的民族中,真主降臨懲罰的根源一直是過度的自由意志和導致自由意志的手段。從未見過貧困的法老 詩聯 246

M6:246 — گرچه مؤمن را سقر ندهد ضرر / لیک هم بهتر بود زانجا گذر

گرچه مؤمن را سقر ندهد ضررلیک هم بهتر بود زانجا گذر
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:246

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: با آنکه آتش دوزخ هیچ آسیبی به جان مؤمن نمی‌رساند، اما باز هم بهتر است که مؤمن از آنجا زودگذر باشد و در آن نماند.

معنا: این بیت اشاره می‌کند که اگرچه مؤمن واقعی از عذاب دوزخ گزندی نمی‌بیند، اما باز هم بهتر است که با آن روبرو نشود یا به سرعت از آن بگذرد.

شرح

این بیت مولانا، به ظاهر یک نکتهٔ کلامی را مطرح می‌کند؛ اینکه دوزخ، با همهٔ سوزندگی‌اش، به مؤمن حقیقی گزندی نمی‌رساند. اما من این را فراتر از یک گزارهٔ کلامی می‌بینم و پیوندی عمیق با یکی از کلیدی‌ترین تعالیم مولانا و در حقیقت روانکاوی عارفانهٔ او دارد: گریز انسان از خودآگاهی و مسئولیت، و ضرورت «تسلیم واقعیت» برای رهایی.

مولانا در جای دیگری به صراحت می‌گوید که «جمله عالم ز اختیار و هست خود / می‌گریزد در سر سرمست خود». انسان‌ها از اختیار، از هوشیاری، و از هستیِ خودشان فرار می‌کنند و پناه می‌برند به «سرمستی» و «بی‌خبری». چرا؟ چون «جمله دانسته که این هستی فخ است / فکر و ذکر اختیاری دوزخ است». انسان به تجربه درمی‌یابد که این «بودن»، این «هستیِ فخّار و مدعی»، دامی بیش نیست؛ و تا وقتی هوشیارانه فکر و ذکر می‌کند و بار مسئولیت خودآگاهی را بر دوش می‌کشد، گویی در دوزخی از اضطراب و دلواپسی به سر می‌برد. این اضطراب‌ها همان چهار اضطراب بنیادین انسانند که روانکاوان جدید نیز به آن‌ها اشاره می‌کنند: اضطراب مرگ، تنهایی، پوچی و البته اضطراب آزادی و مسئولیت. انسان برای فرار از این دوزخ خودساخته، به «مستی» پناه می‌برد (خواه مستیِ خمر و زمر، خواه مستیِ غرق‌شدن در مشغله‌ها). می‌خواهد «از خودی در بی‌خودی» بگریزد.

حالا این بیت چه می‌گوید؟ می‌گوید: «گرچه مؤمن را سقر ندهد ضرر / لیک هم بهتر بود زانجا گذر». این «سقر» می‌تواند نمادی باشد از همین حقایق ناخوشایندی که انسان می‌کوشد از آن‌ها بگریزد: رنج‌ها، مرگ، فناپذیری، یا بار مسئولیت اختیار. مولانا در اینجا یک رهنمود ظریف می‌دهد: گریز از این واقعیات راه‌حل نیست. مؤمن، کسی است که می‌داند این حقایق هرگز به جان او، به جوهر حقیقی او، آسیب نمی‌رسانند. همان‌طور که می‌دانیم، از نظر مولانا، مرگ خودِ حیات است و «بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی». بنابراین، دوزخ جسمانی یا دغدغه‌های وجودی، نمی‌توانند روح مؤمن را متلاشی کنند. اما با این حال، حتی برای مؤمن هم «بهتر بود زانجا گذر». یعنی چه؟ یعنی با اینکه ترس از آن بیجاست، اما گذر سریع از آن و درگیر نشدن با آن بهتر است. این نه به معنای گریز و فراموشی است، بلکه به معنای یک «تسلیم واقعیت» آگاهانه است. پذیرش اینکه این «سقر» یا این رنج‌ها یا این مسئولیت‌ها، واقعیتی گریزناپذیر در این عالم‌اند؛ اما در عین حال، زیستن به گونه‌ای که کمترین اصطکاک و ماندگاری را با آن‌ها داشته باشیم. این فرق می‌کند با پناه بردن به بی‌خبریِ محض یا ساختن یک معنای دروغین. این یک نوع حکمت عملی است که ضمن مواجههٔ کامل با واقعیت، راهِ خروج از آن را نیز می‌یابد، یا حداقل، از مکث و درنگ در آن پرهیز می‌کند.

نکات کلیدی

  • «سقر» در اینجا نمادی از واقعیات ناخوشایند وجودی (مانند رنج، مرگ یا مسئولیت) است که انسان می‌کوشد از آن‌ها بگریزد.
  • مولانا می‌گوید انسان‌ها از اختیار و خودآگاهی خود به سمت سرمستی و بی‌خبری می‌گریزند، چون هستی را دام و فکر اختیاری را دوزخ می‌پندارند.
  • مؤمن حقیقی، حتی در مواجهه با «سقر»، آسیب جوهری نمی‌بیند، زیرا روح او ورای این رنج‌های ظاهری است.
  • «گذر سریع» از «سقر»، به معنای گریز محض نیست، بلکه حکمت عملی در پذیرش واقعیت و عدم درنگ بیهوده در آن است.
  • این بیت توصیه‌ای به «تسلیم واقعیت» آگاهانه است؛ پذیرفتن آنچه هست، بدون ترس بی‌مورد و بدون غرق شدن در آن.

Sources: d6-s07 · 23:45 d6-s07 · 29:55

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。