閱讀 卷 6 帖爾米茲國王宣佈:‘任何在三四天內前往撒馬爾罕,辦理某件要事的人,我將賜予他錦袍、馬匹、奴隸、婢女和黃金。’小丑在村莊裡聽到這個消息,來到王宮,對國王說:‘我至少不能去。’ 詩聯 2629

M6:2629 — گر ازین انبار خواهی بر و بر / نیم‌ساعت هم ز همدردان مبر

گر ازین انبار خواهی بر و برنیم‌ساعت هم ز همدردان مبر
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:2629

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر از این انبار [غیب] می‌خواهی بهره و نیکی برداری، حتی نیم ساعت هم از همدردان [کسانی که درد حقیقت دارند] دور ممان. معنا: این بیت تأکید می‌کند که برای دستیابی به خیرات و برکات معنوی، هرگز نباید از همنشینی و همراهی با کسانی که در جستجوی حقیقت‌اند و درد این طلب را دارند، غافل شد.

شرح

مولانا در این بیت به نکته‌ای حیاتی در سلوک روحانی اشاره می‌کند: "انبار" در اینجا کنایه از خزانهٔ غیب، معدن حقایق، یا منبع بی‌انتهای خیرات معنوی و گندم سعادت است. "بر و بر" به معنای بهره‌های نیکو و محصولات ارزشمند است؛ گویی می‌فرماید اگر از این گنجینهٔ بی‌کران می‌خواهی بهره‌مند شوی و نیکبختی بچینی، راهش این است که دمی از "همدردان" جدا نشوی. این "همدردان"، همان "تشنگان حقیقت" و "دردمندانی" هستند که مولانا بارها بر اهمیت درد و تشنگی‌شان تأکید کرده است. "آب کم جو، تشنگی آور به دست، تا بجوشد آب از بالا و پست." این درد، نه از سر بیماری جسمانی، که درد طلب حقیقت، درد فراق از اصل و اشتیاق به وصال است.

از دید مولانا، این همنشینی با همدردان، تنها یک توصیهٔ اخلاقی ساده نیست، بلکه شرطی لازم برای "بر و بر" بردن از انبار غیب است. کسی که "درد" حقیقت را ندارد، حتی اگر معجزات عظیم را ببیند، مانند ابوالجهل باور نمی‌کند: "چون نبود بوجهل از اصحاب درد / دید صد شق‌القمر باور نکرد." اما دردمند، حتی اگر بخواهند حقیقت را از او پنهان کنند، آن را درمی‌یابد: "دردمندی کش ز بام افتاد طشت / حق نهان کردیم زو، پنهان نگشت."

مولانا با قاطعیت هشدار می‌دهد که حتی "نیم ساعت" دوری از این "همدردان" که اهل طلب و تشنگی‌اند، عواقب وخیمی دارد. بی‌درنگ پس از بریدن از این معین و مددکاران روحانی، انسان مبتلا به "بئس القرین"، یعنی "یار بد" خواهد شد. این تعبیر از قرآن کریم آمده است و به کسی اشاره دارد که با اعراض از ذکر و یاد حق، قرینی شیطانی یا گمراه پیدا می‌کند. یعنی هم خودش راه را گم می‌کند و هم گمراهان به گرد او جمع می‌شوند، یا خود او به گمراهان می‌پیوندد. این یک قانون معنوی است؛ آدم‌های ناموفق معمولاً دور هم جمع می‌شوند و دلشان می‌خواهد دیگران نیز موفق نباشند. در مقابل، موفق‌ها، دردمندها و حقیقت‌جویان باید با یکدیگر همراه شوند.

این تأکید مولانا بر "طلب"، نه فقط یک راهکار اخلاقی، بلکه معنابخش زندگی است. زندگی بدون جستجو، بدون "طلب"، به ورطهٔ روزمرگی، تکرار و پوچی می‌غلتد. اما "طلب" آدمی را می‌دواند، تشنه‌وار به پیش می‌برد و به زندگی معنا می‌بخشد. "همدردان" کسانی هستند که این شعلهٔ طلب را زنده نگه می‌دارند. من معتقدم که خود مولانا نیز از جمله "همدردان" بزرگ ماست، که با درد عشق، درد حقیقت و درد وصال، راه را برای ما باز کرده است. وای بر کسی که به بی‌دردان اقتدا کند، چرا که بی‌دردی مطلق، انسان را به سوی قطب حیوانیت سوق می‌دهد.

نکات کلیدی

  • بهره‌مندی از خیرات معنوی (بر و بر) نیازمند همراهی و همنشینی با سالکان و تشنگان حقیقت (همدردان) است.
  • درد در اینجا به معنای عطش عمیق و اشتیاق سوزان به حقیقت و وصال است، نه رنج جسمانی.
  • حتی اندک دوری از همدردان، انسان را به «بئس القرین» (یار و قرین بد) گرفتار کرده و از راه حق دور می‌کند.
  • جستجو و طلب حقیقت، زندگی را از پوچی و روزمرگی نجات داده و به آن معنا می‌بخشد.
  • مولانا خود را از همدردان می‌داند که با درد عشق و حقیقت، راه را به دیگران نشان می‌دهد.

Sources: d6-s60 · 54:50 d6-s60 · 58:27 d6-s60 · 1:01:10 d6-s60 · 1:03:05 d6-s61 · 00:51

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。