閱讀› 卷 6› 回到老鼠在河邊呼喚水獺的故事,拉動繩索,以便水獺在水中得知老鼠的呼喚。› 詩聯 2941
M6:2941 — همچو تاری شد دل و جان در شهود / تا سر رشته به من رویی نمود
M6:2941
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
در این بیت، موش از زبان سالک میگوید که برای دریافت شهود و اتصال با حقیقت، دل و جانم را چنان متمرکز و یگانه کردم که مانند یک تار نخ باریک شد تا سرانجام آن سررشتهٔ پنهان به من روی نمود.
این بیت اوج تمرکز و فنای سالک (در اینجا، موش) را در مسیر طلب نشان میدهد. مولانا داستان موش و چغز (قورباغه) را بهانهای برای شرح رابطهٔ روح و نفس یا سالک و معشوق قرار داده است. موش که نماد سالک زمینی است، برای ارتباط با دوست آبی خود، رشتهای را به پا بسته است. او چنان غرق در این طلب و کشش است که تمام وجودش، یعنی «دل و جان»، در حالت «شهود» و مراقبه، به نازکی و یکپارچگی یک «تار» درمیآید.
این تصویر، بیانگر نهایت خلوص و توجّه است. سالک باید تمام کثرتها و پراکندگیهای درونی را کنار بگذارد و به وحدت برسد تا بتواند «سر رشته» را بیابد. «سر رشته» همان نقطهٔ اتصال، سرّ معرفت، یا لحظهٔ وصال است که تنها در اوج یکپارچگی و فنای خودی «رو مینماید» و خود را آشکار میسازد.
اما بلافاصله پس از این لحظهٔ اوج، کلاغی از راه میرسد و موش را میرباید. این اتفاق نشان میدهد که حتی در اوج کشف و شهود نیز، خطرهای پیشبینینشده (قضا و قدر یا تعلقات دنیوی) در کمین است و یک دوستی ناجنس (اتصال موش خاکی به چغز آبی) میتواند به جای وصال، به هلاکت هر دو بینجامد.
- شهود
- در عرفان، به معنی دیدن با چشم دل، حضور قلبی، کشف و دریافت حقایق معنوی.
- سر رشته
- ابتدای نخ، کنایه از اصل و اساس یک موضوع، راه اتصال به مقصود.
- رویی نمود
- چهره نشان داد، خود را آشکار کرد، پدیدار شد.
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。