閱讀 卷 6 賈法爾(Ja'far)獨自攻打城堡,城堡之王就如何擊退他進行商議。國王的大臣對國王說:‘千萬要投降,不要因無知而冒險,因為此人是聖人,在他心中,上帝的眾多力量匯聚。’等等。 詩聯 3041

M6:3041 — کی به پیش آیند موشان ای فلان / نیست جمعیت درون جانشان

کی به پیش آیند موشان ای فلاننیست جمعیت درون جانشان
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3041

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای فلان، موشان چگونه جرئت می‌کنند پیش بیایند؟ چرا که در جانشان هیچ جمعیت و اتحادی نیست. معنا: این بیت به سستی و ترس ذاتی موش‌ها اشاره دارد که به دلیل نداشتن اتحاد و صلابت درونی، هرگز نمی‌توانند در برابر دشمنی واحد همچون گربه مقاومت کنند، حتی اگر تعدادشان بسیار باشد.

شرح

این بیت در ادامهٔ داستان جعفر طیار می‌آید، آنجا که مولانا از «جمعیت خاطر» او سخن می‌گوید؛ جمعیتی که سبب شد او یک‌تنه بر امتی بتازد. حال، مولانا برای روشن‌تر شدن مفهوم «جمعیت»، به ضمیر منفی آن می‌پردازد: فقدان جمعیت. می‌فرماید موشان، هرچند که تعدادشان بسیار باشد، اما در درون جانشان هیچ «جمعیتی» ندارند. این جمعیت به معنای اتحاد درونی، صلابت نفس، و یکپارچگی اراده است. آنها ترسان و لرزان‌اند و نمی‌توانند گرد هم آیند تا در برابر گربه‌ای واحد مقاومت کنند؛ پس چگونه می‌توانند «پیش آیند»، یعنی ابتکار عمل در مبارزه را به دست گیرند؟

مولانا تأکید می‌کند که جمعیت و قدرت حقیقی نه در کثرت اعداد، که در یگانگی دل‌هاست. او جمعیتِ صوری و ظاهری را «فشار» می‌نامد، یعنی یاوه و بی‌معنا. «اینکه به صورت ما بخوایم جمعیت رو گمان بزنیم، این یاوه بیش نیست.» انبوهی جسم و تعداد فراوان، بدون انسجام و وحدت درونی، هیچ پایه‌ای ندارد. مولانا مثال می‌آورد که جسم‌ها نیز همچون اسم‌ها بر بادند؛ اسم‌ها قراردادی و ناپایدارند، جسم‌ها نیز اگر جان و جمعیتی آنها را نگه ندارد، سست و بی‌بنیادند.

من این را همان چیزی می‌دانم که مولانا در جای دیگر دربارهٔ کوه طور می‌گوید که در برابر تجلی حق «دک» شد و فرو پاشید؛ یعنی کثرت مادی در برابر وحدت معنوی مضمحل می‌شود. موشان اگر جمعیت و همت و غیرتی می‌داشتند، جمع می‌شدند و چون «فدائیان» — با آن روحیهٔ ازخودگذشتگی و اتحاد درونی — به گربه حمله‌ور می‌شدند و او را بی‌مهلت نابود می‌کردند. اما موش هرگز این جمعیت را در جان خود ندارد؛ با یک بانگ گربه، هوش از جانش می‌رود و مدهوش می‌افتد. این تفاوت بنیادین میان قدرت برخاسته از جمعیت حقیقی و سستی ناشی از فقدان آن است؛ گلهٔ انبوه گوسفند هرگز قصاب را نمی‌ترساند، زیرا جمعیت دل‌ها و جان‌ها را ندارد.

نکات کلیدی

  • اهمیت «جمعیت خاطر» (وحدت درونی) بر کثرت ظاهری و شمارش اعداد.
  • قدرت واقعی از انسجام جان و صلابت نفس برمی‌خیزد، نه از تعداد جسم‌ها.
  • سستی، ترس، و ناتوانی در مواجهه با دشمن، نتیجهٔ فقدان «جمعیت» و اتحاد درونی است.
  • مولانا اعداد و جسم‌ها را بدون وحدت روحی، بی‌بنیاد و همچون اسم، بر باد و یاوه می‌داند.
  • شجاعت و قابلیت مبارزه، ثمرهٔ همبستگی و همت درونی است که می‌تواند بر کثرت ظاهری غالب آید.

Sources: d6-s68 · 00:55:17 d6-s68 · 00:57:48 d6-s68 · 01:00:14

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。