閱讀 卷 6 賈法爾(Ja'far)獨自攻打城堡,城堡之王就如何擊退他進行商議。國王的大臣對國王說:‘千萬要投降,不要因無知而冒險,因為此人是聖人,在他心中,上帝的眾多力量匯聚。’等等。 詩聯 3044

M6:3044 — در دل موش ار بدی جمعیتی / جمع گشتی چند موش از حمیتی

در دل موش ار بدی جمعیتیجمع گشتی چند موش از حمیتی
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3044

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر در دل موشی یگانگی و جمعیتی بود، آنگاه چند موش از سر غیرت و همیت گرد هم می‌آمدند. معنا: این بیت بیان می‌کند که تعداد زیاد بدون اتحاد و همدلی بی‌اثر است؛ اما اگر دل‌ها با هم یکی شوند و از غیرت برافروخته گردند، حتی تعداد کم نیز قدرتی بی‌اندازه پیدا می‌کنند.

شرح

در نگاه مولانا، و صدالبته در منظر من، تفاوت آشکاری است میان "انبوهی" و "جمعیت". آنجا که از موش و گربه سخن می‌رود، در واقع، تمثیلی است برای فهمیدن یک حقیقت وجودی بسیار عمیق‌تر. مولانا به ما می‌آموزد که کثرت صوری و شمار ظاهریِ جسم‌ها، هیچگاه به معنای قدرت و اثربخشی نیست. اینکه هزاران موش در برابر یک گربه سر هم بیاورند، بدون «جمعیت در جانشان»، هیچ ترسی در دل گربه نمی‌افکند. این «سیاهی لشکر» یاوه‌ای بیش نیست، یک "فشار" است؛ اصطلاحی که مولانا در داستان موسی و چوپان نیز به کار می‌برد و به معنای یاوه‌گویی و بی‌حاصلی است.

پرسش این است که جمعیت از کجا می‌آید؟ بی‌شک از دل. از وحدت دل‌ها و جان‌ها. مولانا تصریح می‌کند که «نیست جمعیت ز بسیاری جسم / جسم را بر باد دان قائم چو اسم». اجسام، مانند اسم‌ها، قراردادی و ناپایدارند. اسمی که بر چیزی می‌نهیم، واقعیت آن چیز نیست؛ امری اعتباری است که به سادگی قابل تغییر است. اجسام نیز از حیث سستی و بی‌بنیادی همین حکم را دارند، مگر آنکه جان‌ها و دل‌ها متحد شوند. جان اصل است و بدن فرع؛ این جهان کَفِ دریاست و حقیقت در ژرفای آب است. از این روست که جمعیت باید "در جان" باشد، نه "در صورت".

اگر این جمعیت و همیت قلبی میان موشان وجود داشت، از سر غیرت و فداکاری، همانند "فداییان" حمله می‌کردند. مولانا اینجا به اسماعیلیان اشاره می‌کند که در فرهنگ آن روزگار به ایثار و جان‌برکفی شهره بودند. آنگاه هر موش با ضربه‌ای چشم گربه را کور می‌کرد و دیگری گوشش را با دندان نیش می‌درید و یکی دیگر پهلویش را می‌درید تا گربه راه فرار نداشته باشد. این تصویری است از قدرت بی‌چون‌وچرای وحدت درونی.

اینکه موشان از یک بانگ گربه مدهوش می‌شوند و هوش از سرشان می‌پرد، نشانه‌ای از فقدان همین جمعیت درونی است. "عیار" بودن گربه، یعنی مکر و حیله‌گری‌اش، در مقابل کثرت بی‌جمعیت، به سادگی کارساز است. همانطور که قصاب از رمه‌ی انبوه گوسفندان باکی ندارد، و بیداریِ بسیار نمی‌تواند خواب را از سر آدم بپراند، کثرت عددی نیز در مقابل فقدان وحدت درونی ناتوان است.

مولانا در ادامه روشن می‌کند که این جمعیت، نه از اراده‌ی خودی، بلکه از یک نیروی متعالی می‌آید. «مالک‌الملک است جمعیت دهد». این خدای مالک‌الملک است که به شیر، چنان جمعیت و هیمنه‌ای می‌بخشد که صد هزار گورِ دلیر، در مقابل صولت او چون عدم می‌شوند. این همان نکته‌ی بنیادین "توحید افعالی" است؛ اینکه سرچشمه‌ی هرگونه قدرت و وحدتی در عالم، نه از خودِ موجودات، بلکه از ذات حق است. اوست که جمع و تفریق می‌کند، و اوست که به دل‌ها جمعیت می‌بخشد. بدون عنایت او، کثرت‌ها در مقابل وحدت‌های معنوی هیچ‌اند، و جسم‌ها در مقابل جان‌ها بی‌اثر.

نکات کلیدی

  • قدرت واقعی در کثرت صوری نیست، بلکه در «جمعیت دل‌ها» و وحدت درونی است.
  • بی‌بنیادی جسم‌ها در برابر جان‌ها: اجسام، مانند نام‌ها، قراردادی و بی‌بنیادند، مگر آنکه جان‌ها به هم بپیوندند.
  • نماد فداییان: موشان اگر از همیت و غیرت قلبی برخوردار بودند، همچون فداییان به یک گربه حمله می‌کردند.
  • ضعف درونی: بانگ گربه هوش را از موشان می‌برد؛ این نشانه‌ی فقدان جمعیت درونی است، نه صرفاً ضعف جسمی.
  • منشأ جمعیت: وحدت واقعی از منبعی متعالی می‌آید؛ «مالک‌الملک است جمعیت دهد».
  • توحید افعالی: تمام قدرت و وحدت از ذات حق سرچشمه می‌گیرد و بدون عنایت او، کثرت‌ها بی‌اثرند.

Sources: d6-s68 · 00:57:48 d6-s68 · 01:00:14 d6-s68 · 01:02:34

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。