閱讀 卷 6 賈法爾(Ja'far)獨自攻打城堡,城堡之王就如何擊退他進行商議。國王的大臣對國王說:‘千萬要投降,不要因無知而冒險,因為此人是聖人,在他心中,上帝的眾多力量匯聚。’等等。 詩聯 3077

M6:3077 — گر بدی پرده ز غیر لبس او / پاره گشتی گر بدی کوه دوتو

گر بدی پرده ز غیر لبس اوپاره گشتی گر بدی کوه دوتو
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3077

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر پرده از چیزی غیر از لباس او (موسی) می‌بود، پاره می‌شد، حتی اگر آن پرده کوهی دولایه (و سخت) بود. معنا: این بیت تأکید می‌کند که به دلیل شدت تابش نور الهی از چهرهٔ موسی، تنها لباس خود او، که با روحش قرین و هم‌جنس شده بود، می‌توانست آن نور را مهار کند؛ وگرنه هر پردهٔ دیگری، حتی کوهی دولایه، تاب آن را نداشت و از هم می‌گسست.

شرح

این بیت در ادامهٔ اشارهٔ مولانا به داستان موسی (ع) و چهرهٔ نورانی او پس از بازگشت از کوه طور است. می‌دانیم که پس از تجلی الهی بر کوه و سپس بر چهرهٔ موسی، آن‌چنان نور و درخششی از او ساطع می‌شد که آدمیان، حتی همسرش صفورا، را یارای نگریستن به او نبود.

مولانا توضیح می‌دهد که به فرمان خداوند، موسی نه از هر پارچه‌ای، بلکه از «لبس خویش» یعنی از خرقهٔ خود، از لباس خود که در کالبدش بر او انس و اُلفت گرفته و در جذبه‌های عارفانه با روح او هم‌جنس شده بود، نقابی ساخت تا آن نور ثاقب، دیدگان مردم را نیازارد و کور نکند. این بیت به وضوح بر این نکته پافشاری می‌کند که این انتخابِ «لبس خویش» ابداً تصادفی نبود. اگر آن پرده یا حجاب، از هر مادهٔ دیگری می‌بود — مثلاً از پارچه‌ای معمولی یا حتی از کوهی سخت و دولایه که نماد نهایت استواری و مقاومت است — بی‌گمان در برابر آن نورِ تابنده، توان پایداری نداشت و از هم پاره می‌شد.

من قبلاً هم در این باره سخن گفته‌ام و اینجاست که مولانا با ارجاعی ضمنی به آیهٔ مبارکهٔ قرآن کریم اشاره می‌کند: «لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ» (اگر این قرآن را بر کوهی فرو می‌فرستادیم، می‌دیدی که از ترس خدا خاشع و پاره‌پاره می‌شود). این تشبیه به کوه، هم عظمت نور الهی و هم شکنندگی مادهٔ محض در برابر آن را به نمایش می‌گذارد. چه نیرویی در ذات آن نور الهی بود که کوه را پاره‌پاره می‌کرد، حال آنکه خود موسی، این نور را بازمی‌تاباند بی‌آنکه وجودش متلاشی شود؟ پاسخ در همان اصل «مجانست» نهفته است.

مولانا مثال دیگری می‌زند: «زان شود آتش رهین سوخته / کوست با آتش ز پیش آموخته». آتش فقط در «سوخته» (فتیله یا هیزمی که از پیش با آتش انسی داشته) می‌گیرد و به آن می‌چسبد؛ به سنگ و آب و دیگر موادِ بی‌مجانست نمی‌گیرد. لباس موسی نیز از آن رو توانست آن نور الهی را مهار کند که با جان و روحش اُنس گرفته و نوعی هم‌جنسی با منبع آن نور الهی یافته بود. این خاصیت مجانست است که به جسمانیت، ظرفیت حمل و بازتاب امر مینوی را می‌بخشد. خود صفورا، همسر موسی، از شدت این نور، دیدگان خود را از دست داد، آن‌چنان که ابتدا با یک چشم نگریست تا اگر آسیب دید، دیگری سالم بماند، اما سرانجام طاقت نیاورد و هر دو را بر باد داد. این نشان می‌دهد که حتی انسان‌ها هم برای تاب آوردن این نور، نیازمند آمادگی روحی و مجانستی خاص‌اند.

این حکایت نشان‌دهندهٔ این حقیقت عمیق است که هر تجلی الهی در عالم، نیازمند مظهری است که ظرفیت و استعدادِ پذیرش آن تجلی را داشته باشد. این جهان و انسان کامل، به سان آینه‌هایی هستند که خداوند جمال خود را در آن‌ها می‌نمایاند، اما هر آینه‌ای به قدر وسع خود می‌تواند آن جمال بی‌نهایت را منعکس کند. لباس موسی، در اینجا نماد همان آینهٔ ویژه‌ای است که به واسطهٔ نزدیکی و اُنس با روح پیامبر، مجانستی با نور الهی یافته و توانسته است واسطهٔ این تجلی شود بی آنکه خود نابود گردد.

نکات کلیدی

  • شدت نور الهی چنان است که تنها واسطه‌ای با «مجانست» ویژه می‌تواند آن را مهار کند.
  • لباس موسی نماد هم‌جنس‌شدگی و انسِ جسم با روح پیامبری است که تجلی‌گاه حقیقت شده است.
  • اصل «مجانست» بیان می‌کند که آتش (نور الهی) تنها به سوخته‌ای (مظهری آماده) می‌گیرد که از پیش آموختهٔ آن باشد.
  • حتی استوارترین مظاهر مادی، چون کوه، یارای تاب آوردن نور مستقیم الهی را ندارند و متلاشی می‌شوند.
  • تجربهٔ صفورا نشان می‌دهد که نگاه بدون آمادگی و حجاب به نور الهی می‌تواند آسیب‌زا باشد.

Sources: d6-s69 · 09:06 d6-s69 · 11:22 d6-s69 · 16:31

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。