閱讀 卷 6 那位異鄉人得知稅務官去世的消息,為自己依賴受造物、期望受造物的恩賜而向上帝祈求寬恕,並回想上帝的恩惠,為自己的罪過向上帝悔改:「然後,那些不信主的人,卻將其他人與他們的主等同。」 詩聯 3143

M6:3143 — از برون دان آنچ در چاهت نمود / ورنه آن شیری که در چه شد فرود

از برون دان آنچ در چاهت نمودورنه آن شیری که در چه شد فرود
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3143

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنچه را که در چاه، برایت عکسی نمود، بدان که آن از بیرون چاه است. وگرنه (اگر این را ندانی) تو همان شیری هستی که به داخل چاه سقوط کرد (و هلاک شد). معنا: این بیت هشدار می‌دهد که آنچه از زشتی‌ها و عداوت در عالم می‌بینیم، غالباً بازتابی از خود ماست یا سایه‌ای از حقیقتی والاتر. اگر حقیقت این بازتاب‌ها را ندانیم و به سوی منشأ اصلی نرویم، همچون شیری ساده‌لوح فریب سایه خود را خورده و به هلاکت می‌افتیم.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پیشین و پسینش، به داستانی حکیمانه اشاره می‌کند که خود در دفتر اول مثنوی آورده است. داستان شیر و خرگوشِ مکار. شیری در جنگل، روزانه طعمه‌ای از حیوانات طلب می‌کرد و خرگوش با حیله‌ای خردمندانه، خود شیر را به هلاکت رساند. خرگوش با تأخیر نزد شیر رسید و به او گفت که شیر دیگری طعمه‌اش را ربوده است. سپس شیر را به کنار چاهی برد و از او خواست که به درون چاه بنگرد تا آن شیر دیگر را ببیند. شیر، با خرگوش در بغل، در آب چاه تصویر خود و خرگوش را دید و با گمان اینکه شیری دیگر است، خود را به چاه انداخت و غرق شد. این بیت دقیقاً در پایان این حکایت آمده و چکیدهٔ پیام آن است.

من معتقدم که این داستان، در واقع، یک درس عمیق روان‌شناختی در باب «فرافکنی» است. مولانا به وضوح می‌گوید که شیر به جای آنکه با خودِ شیر واقعی بجنگد، با سایهٔ خودش در آب درگیر شد و همین او را به هلاکت رساند. بسیاری از رنج‌ها و عیب‌جویی‌های ما در زندگی نیز از همین جنس است. عیب‌هایی که در دیگران می‌بینیم، ریشه‌هایش در خودِ ماست و ما آن‌ها را به جهان بیرون فرافکنی می‌کنیم. همان‌طور که مولانا در ابیات بعدی می‌فرماید: «و آن گنه در وی ز جنس جرم توست / باید آن خو را ز طبع خویش شست». تا زمانی که این عادات ناپسند در طبع ما باشد، در دیگران نیز بازتاب خواهد یافت.

این عالم، به تمام صورت‌ها و تجلیاتش، در واقع سایه‌ای از وجود مطلق حق است. این بیت هشدار می‌دهد که نباید به صورت‌ها حمله کرد یا صورت را عین حقیقت پنداشت. همان‌طور که شیرِ داستان، تصویر خود را حقیقت انگاشت و هلاک شد، ما نیز اگر به «صورت»های این عالم دل ببندیم یا با آن‌ها درگیریم و از «اصل» غافل بمانیم، به گمراهی می‌افتیم. این عین هلاک است.

دیگران، همچون آینه‌ای هستند که ما خود را در آن‌ها می‌بینیم. زشتی‌های ما، در نگاه دیگران بازتاب می‌یابند و اگر از کسی کینه‌ای به دل بگیریم یا در او عیبی بجوییم، باید بدانیم که آن شخص صرفاً صفحه‌ای آینه برای ماست. در واقع، این چهرهٔ زشت خودِ ماست که در او بازتاب یافته است: «چون که قبح خویش دیدی ای حسن / اندر آینه بر آینه مزن». سرزنش آینه چه سودی دارد؟ باید خود را اصلاح کرد، نه آینه را شکست.

این معنا را مولانا با مثال دیگری نیز روشن می‌کند: اگر ستارهٔ نحسی را در آب ببینیم و برای رهایی از نحوستش، خاک بر سر آب بریزیم، ستاره که از بین نمی‌رود، بلکه فقط تصویرش پنهان می‌شود. نحوست اگر هست، در آسمان است و باید «سوی بی‌سو» و منشأ اصلی آن رفت. پس هر آنچه در این عالم از عداوت یا عطای خسان می‌بینیم، سایه‌ای از «حق» است؛ یا «عکس صفات قهر» اوست و یا «عکس داد و بخشش» او. هیچ‌چیز در این عالم بی‌منشأ نیست. پایداریِ دیدنِ «عکس» و غفلت از «اصل»، نهایت بی‌تدبیری است و ما را به سوی «مرده‌ریگ» و فنا می‌کشاند، زیرا «عکس آخر چند پاید در نظر / اصل‌بینی پیشه کن ای کژنگر». باید از صورت‌گرایی گذشت و جوهر را دید.

نکات کلیدی

  • دیدن عیب در دیگران، غالباً فرافکنی عیب‌های خود ماست.
  • این جهان صورت و سایه‌ای است؛ اصل را باید در بیرون از چاه جستجو کرد.
  • عیب‌جویی از دیگران همانند کوبیدن بر آینه‌ای است که زشتی خودمان را نشان داده.
  • خیر و شر جهان، جلوه‌هایی از صفات الهی‌اند و نهادینه در خود جهان نیستند.
  • پایداری در دیدن «عکس» به جای «اصل»، ما را به هلاکت می‌کشاند.
  • «صدقات خسان» که مولانا به «مرده‌ریگ» تشبیه می‌کند، بی‌ثبات و ناپایدار است.

Sources: d6-s70 · 25:28:00 d6-s70 · 27:09:00 d6-s70 · 29:33:00 d6-s70 · 30:00:00 d6-s70 · 30:26:00 d6-s70 · 31:00:00 d6-s70 · 31:26:00

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。