閱讀 卷 6 那位異鄉人得知稅務官去世的消息,為自己依賴受造物、期望受造物的恩賜而向上帝祈求寬恕,並回想上帝的恩惠,為自己的罪過向上帝悔改:「然後,那些不信主的人,卻將其他人與他們的主等同。」 詩聯 3203

M6:3203 — سیب روید زین سبد خوش لخت لخت / عیب نبود گر نهی نامش درخت

سیب روید زین سبد خوش لخت لختعیب نبود گر نهی نامش درخت
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3203

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: سیب‌های نیکو، تکه تکه، از این سبد می‌رویند؛ عیبی نیست اگر نام این سبد را درخت بنهی. معنا: این بیت گویای آن است که سالکِ واصل، چنان به حق نزدیک می‌شود که افعال و اقوال او عین افعال و اقوال الهی می‌گردد؛ گویی که میوهٔ معرفت و حکمت نه از بیرون در سبد دل او نهاده شده، بلکه از خود آن سبد روییده است.

شرح

این بیت، بی‌تردید، از زیباترین و رساترین تمثیل‌های مولاناست برای تبیین مقام «فنا» و «وصال» بنده با حق. من بارها اشاره کرده‌ام که مولانا پیوسته در پی شکستن مرزهای متعارف ذهن ماست؛ می‌خواهد ما را از چارچوب‌های مادی و مکانیکی علت و معلول بیرون بکشد و به درکی عمیق‌تر از اتصال وجودی برساند. اینجاست که می‌گوید: «سیب روید زین سبد خوش لخت لخت / عیب نبود گر نهی نامش درخت».

نکتهٔ کلیدی در این تمثیل، مفهوم «اصالت منبع» است. طبق یا سبد، در نگاه اول، تنها ظرفی است که میوه در آن نهاده می‌شود. اما مولانا این قاعده را می‌شکند. او می‌گوید این سیب‌ها نه از درختی دیگر چیده شده و در این سبد قرار گرفته‌اند، بلکه از «عین این طبق» روییده‌اند. این یعنی چه؟ یعنی ولیّ خدا، عارف واصل، پیامبر، آنچنان در کورهٔ قرب الهی گداخته شده است که دیگر صرفاً یک «دریافت‌کننده» منفعل نیست. او خود به «مبدأ» و «منبع» تبدیل شده است. درست مانند قطعه آهنی که آنقدر در آتش می‌ماند که داغ و سوزان و نورانی می‌شود و می‌توان گفت «من آتشم، من آتشم»، اینجا نیز سبد چنان از انوار حق پر می‌شود که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً «سبد» نامید؛ نام «درخت» برازندهٔ اوست، زیرا خودِ وجودش به منشأ آفرینش ثمر تبدیل گشته است.

من همیشه تأکید کرده‌ام که برای مولانا، «وحی» و «قرآن» و «پیامبری» یک رابطهٔ سادهٔ پیکی نیست. پیامبر فقط یک «نامه بر» نیست که نامه‌ای را از جانب خدا بگیرد و به مردم برساند. نه. آنچنان که در این بیت می‌بینید، «قرآن محصول خود اوست». یعنی چه؟ یعنی آن معارف و حقایق الهی، از عمق وجود پیامبر برمی‌خیزد؛ از وجودی که سراپا تجلی حق شده است. این محصول، بر اثر همین گداختگی و اتصال بی‌چون و بی‌قیاس پدید می‌آید. دیگر نمی‌توان گفت سبد از تو، سیب از ما؛ نه، سبد هم از تو، سیب هم از تو.

این تمثیل، فراتر از یک تشبیه ادبی، یک بینش عمیق وجودشناختی را عرضه می‌کند. مولانا پیوسته می‌کوشد حجاب‌ها و فاصله‌های میان بنده و خدا را بردارد. او متافیزیک «فراق» را کنار می‌گذارد و به جای آن متافیزیک «وصال» را می‌نشاند. وصالی که نه تنها در آخرت، بلکه «در همین جا» و در همین دنیا، برای کسانی که ریاضت کشیده‌اند و تهذیب نفس کرده‌اند، دست می‌دهد. این همان «قیامت آدمی» است که قائم می‌شود و او در حضور خداوند حاضر می‌شود، سخن او را مستقیماً می‌شنود و آنچه می‌گوید، سخن اوست و آنچه می‌کند، فعل اوست. اینجاست که دیگر «مدحت و تسبیح او، تسبیح حق» می‌شود و «میوه از عین این طبق» می‌روید. این نوعی از «توحید افعالی» است که در آن، هرگونه دوگانگی میان فعل بندهٔ فانی و فعل پروردگار فاعلی از میان برمی‌خیزد. این سخنان شاید برای ذهن‌های معمولی «قرع سمع» کند، اما برای عارفان، سخنانی بسیار پذیرفته و حتی معمولی است؛ چرا که حقیقت دین و باطن شریعت در همین نقطه نهفته است.

نکات کلیدی

  • وصالِ بنده با حق به جایی می‌رسد که دیگر او صرفاً دریافت‌کننده نیست، بلکه منبع تجلیات الهی می‌گردد.
  • این بیت تأکیدی است بر مقام «فنا» که در آن، فرد چنان در ذات الهی ذوب می‌شود که افعال او عین افعال حق می‌گردد.
  • معارف و حقایق الهی از عمق وجود ولیّ خدا برمی‌خیزد، نه آنکه صرفاً از بیرون به او سپرده شود؛ قرآن «محصول خود» پیامبر است.
  • مولانا متافیزیک «فراق» را کنار می‌گذارد و به جای آن متافیزیک «وصال» را می‌نشاند که در همین دنیا حاصل می‌شود.
  • بندهٔ واصل چنان به خدا نزدیک می‌شود که نمی‌توان میان فعل او و فعل خداوند تمایزی نهاد؛ «مدحت و تسبیح او، تسبیح حق» می‌شود.

Sources: d6-s72 · 00:17:05 d6-s72 · 00:19:59 d6-s72 · 00:34:00 d6-s72 · 00:40:55

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。