閱讀 卷 6 仲介在大不里士城裡散發消息,收集到少量東西,然後那位外鄉人前往稅務官的墓地瞻仰,並在墓前以哀悼的方式講述這個故事。 詩聯 3277

M6:3277 — وارثی نا بوده یک خوی ترا / ای فلک سجده کنان کوی ترا

وارثی نا بوده یک خوی تراای فلک سجده کنان کوی ترا
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3277

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هیچ وارثی حتی برای یک خوی تو پدیدار نشده است؛ ای فلک که به کوی تو سجده‌کنان است. معنا: مولانا در این بیت، در خطاب به خداوند، تصریح می‌کند که هیچ موجودی، حتی ذره‌ای از صفات بی‌نظیر و حیات‌بخش او را به ارث نبرده و هیچ کس را یارای برابری با او نیست. عظمت او چنان است که حتی آسمان‌ها نیز در برابر آستانش به کرنش می‌افتند.

شرح

ما اینجا شاهد اوج‌گیری نگاه مولانا به سوی مقام الوهیت هستیم. این بیت، نقطه‌ی اوج مقایسه‌ی مولانا میان سخاوت‌های زمینی و بخشش‌های الهی است. پیش از این، مولانا از حاتم طائی و سخاوت‌های بشری یاد کرده بود که در نهایت، «مرده به مرده» دادن است، یعنی دادن سیم و زرِ بی‌جان به آدمیانِ فانی و مردنی. اما خطاب در این بیت ناگهان عوض می‌شود؛ از محتسب خفته در گور، به سوی خداوند متعال می‌چرخد، همو که «حیاتی می‌دهد در هر نفس».

مولانا اینجا بی‌مانندی صفات الهی را با قاطعیتی تمام بیان می‌کند. وقتی می‌گوید «وارثی نابوده یک خوی ترا»، یعنی هیچ کس، در هیچ زمانی، حتی یک خصیصه از خصائص بی‌کران تو را به ارث نبرده است. بخشندگی تو چنان است که کسی را توان همسانی با آن نیست. تمام بخشش‌های انسانی، حتی سخاوت بی‌نظیر حاتم طائی، در برابر لطف و موهبت حیات‌بخش تو رنگ می‌بازد. آن بخشش، «گردکان‌های شمرده» است؛ اما تو «نقد زر بی‌کساد و بی‌شمار» می‌بخشی، و از همه مهم‌تر، حیات می‌بخشی.

بخش دوم بیت، «ای فلک سجده‌کنان کوی ترا»، عظمت و جلال الهی را در مقیاسی کیهانی تصویر می‌کند. «فلک»، یعنی سپهر و آسمان‌ها، با همه‌ی وسعت و جبروت‌شان، در برابر آستان الهی سر به سجده دارند. این تمثیل، برای ما روشن می‌کند که اگر این عظمت‌های کیهانی سر تسلیم و تعظیم در برابر او دارند، پس انسان در این میان چه جایگاهی دارد؟ این خود اعترافی است به یگانگی و برتری مطلق خداوند در تمام ساحت‌های هستی. این تعظیم کائنات، نه از سر ترس، که از سر شناخت و اقرار به مقام بی‌همتای خالق است.

این نکته را هم باید در نظر داشت که مولانا، آنچنان که خود من بارها گفته‌ام، غالباً در بند صنایع بدیعی و تزئین کلام به معنای حافظی‌اش نیست. اما اینجا، این تعابیر سنجیده و دقیق، نشان می‌دهد که ذهن او با این معانی بازی می‌کرده و آن‌ها را به صورتی شیوا و هنرمندانه به نظم کشیده است. این بیت، گواهی است بر نگاه نافذ مولانا در تمایز نهادن میان جود مطلق الهی و محدودیت‌های جود بشری، و نشان می‌دهد که کجاست آن منبعی که واقعاً زندگی می‌بخشد و بی‌کران است.

نکات کلیدی

  • بخشندگی الهی بی‌نظیر و بی‌وارث است؛ هیچ موجودی توان برابری با آن را ندارد.
  • خداوند منبع حیات واقعی است، در حالی که سخاوت‌های بشری در نهایت دادن «مرده به مرده» است.
  • عظمت و جلال الهی چنان است که حتی آسمان‌ها نیز در برابرش کرنش می‌کنند.
  • مولانا در این بیت به وضوح مخاطب خود را از انسانی فانی به خالق متعال تغییر می‌دهد.

Sources: d6-s73 · 45:11:11 d6-s73 · 48:01:01 d6-s73 · 53:22:22

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。