閱讀 卷 6 花拉子模沙(Khwarazmshah)陛下在巡遊隊伍中看到一匹非常稀有的駿馬,國王的心為其美麗和矯健所吸引。伊瑪德·穆爾克(Imad-ul-Mulk)卻讓國王對這匹馬的熱情降溫,國王因此選擇了他的看法。正如哈基姆(Hakim)所說:‘當嫉妒的舌頭變為奴隸販子,你就會遇到一個用粗麻布製成的約瑟夫。’由於約瑟夫的兄弟們嫉妒地從中作梗,使得他在買家心中的巨大魅力被掩蓋,顯得醜陋,以至於‘他們對他感到厭棄。’ 詩聯 3358

M6:3358 — چیست آن جاذب نهان اندر نهان / در جهان تابیده از دیگر جهان

چیست آن جاذب نهان اندر نهاندر جهان تابیده از دیگر جهان
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3358

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چه چیزی است آن کشش پنهان در پنهانگاه جان، که از جهانی دیگر در این جهان تابانده شده است؟ معنا: این بیت دربارهٔ جاذبهٔ مرموزی می‌پرسد که در برخی پدیدارها نهفته است و انسان را به خود می‌کشد، حتی اگر آن پدیده ظاهراً بی‌ارزش باشد. مولانا می‌گوید ریشهٔ این کشش از عالمی دیگر است.

شرح

من بر این باورم که مولانا در اینجا یک نکتهٔ عمیق فلسفی و عرفانی را مطرح می‌کند که درک متعارف از پدیده‌ها و حتی کج‌روی‌ها را به چالش می‌کشد. او در ادامهٔ بحث از «مکر الهی» و اینکه چگونه «اسب سنگین، گاو سنگین ز ابتلا / می‌شود مسجود از مکر خدا»، به این بیت می‌رسد. «مکر خدا» در بیان مولانا به معنای فریب یا نیرنگ نیست، بلکه به نوعی «چشم‌بندی» یا پنهان‌کاری الهی اشاره دارد که گاه حقیقت را در پس ظاهر اشیا می‌پوشاند.

مولانا با پرسش خود: «چیست آن جاذب نهان اندر نهان / در جهان تابیده از دیگر جهان؟»، می‌خواهد بگوید که هیچ چیز در این عالم، حتی یک بت سنگی که جاهلان آن را می‌پرستند، صرفاً بی‌جان و بی‌معنا نیست. در پس هر پدیده، هر گرایشی، و حتی هر گمراهی‌ای، رازی نهفته است. جاذبه‌ای «نهان در نهان» وجود دارد که از «دیگر جهان» یعنی از عالم غیب، از حقیقت مطلق، در این جهان مادی تابیده است.

این یک بینش بی‌نهایت مهم است: هیچ کششی بی‌ریشه نیست. حتی آنکه به بت یا معبودهای کاذب دل می‌بندد، در حقیقت متوجه یک حقیقت پنهان است که در آن بت تجلی یافته یا از آن سرچشمه گرفته. این همان چیزی است که جامعه‌شناسان و فیلسوفان دین از آن به «کارکرد» (Function) تعبیر می‌کنند. بت‌پرستی یک کارکرد داشته است، و آن کارکرد، ریشه‌ای در ورای این جهان مادی دارد. به عبارت دیگر، دلِ انسان، حتی اگر خطاکار باشد، همواره رو به سوی مبدأ دارد؛ اگرچه این مبدأ را خطا بشناسد و راه را گم کند. این جاذبه، تجلی همان «اصلِ» وجود است که در هر چیز تظاهر کرده است.

این نگاه مولانا، مانع از آن می‌شود که ما پدیده‌ها را سطحی و تک‌بعدی ببینیم. او به ما می‌آموزد که همواره به دنبال «ریشه» و «سری» باشیم که در پشت هر جلوه‌ای پنهان است. این همان عمق‌نگری است که در سراسر مثنوی جاری است. این جاذبه، آن نوری است که از آن حقیقت پنهان، از آن سرچشمهٔ هستی، به این عالم تابیده و حتی در دل بتان نیز اثر کرده است تا دل‌های گمگشته را به سوی خود بکشاند، هرچند به اشتباه. این، حکمتی است که در پسِ هر ظاهرِ غلطی هم می‌تواند پنهان باشد؛ یک تدبیر از سوی ذات حق.

نکات کلیدی

  • همه کشش‌ها ریشه‌ای پنهان دارند؛ حتی جاذبه بت‌ها از حقیقت مطلق سرچشمه می‌گیرد.
  • هیچ گرایشی در عالم صرفاً بی‌معنا نیست؛ همیشه رازی از «جهانی دیگر» در آن تابیده است.
  • «مکر الهی» به معنای چشم‌بندی یا پنهان‌کاری الهی است، نه فریب، که حقیقت را در پس ظاهر اشیا می‌پوشاند.
  • مولانا به ما می‌آموزد که به دنبال ریشه‌ها و حکمت‌های پنهان در هر پدیده باشیم، حتی در گمراهی‌ها.
  • قلب انسان، حتی اگر به خطا برود، در نهایت متوجه مبدأ هستی است، هرچند آن را اشتباه تشخیص دهد.

Sources: d6-s75 · 01:03:22 d6-s75 · 01:01:35 d6-s75 · 01:04:28

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。