閱讀 卷 6 約瑟夫先知(願他平安)因向非神祈求幫助而被囚禁數年,並說:‘請你在主面前提起我。’這是對他行為的肯定。 詩聯 3470

M6:3470 — شاه دید آن اسپ را با چشم حال / وآن عمادالملک با چشم مَآل

شاه دید آن اسپ را با چشم حالوآن عمادالملک با چشم مَآل
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3470

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پادشاه آن اسب را با چشمِ حال (نگاهِ به ظاهرِ فعلی) نگریست، در حالی که عمادالملک با چشمِ مآل (نگاهِ به عواقب و باطنِ آینده) به آن می‌دید. معنا: این بیت تفاوت میان بینش سطحی و ظاهربین پادشاه را با نگاه عمیق و دوراندیش عمادالملک نشان می‌دهد؛ یکی به حال (اکنون و ظاهر) می‌نگرد و دیگری به مآل (آینده و باطن).

شرح

این بیت تفاوت بنیادین میان دو نوع نگاه به هستی را بازگو می‌کند: «چشم حال» و «چشم مآل». پادشاهِ داستان، با «چشم حال» می‌بیند؛ یعنی نگاهش به ظاهر و اکنون است، مجذوب زیبایی‌های سطحی می‌شود و از آنچه در پس پرده است غافل می‌ماند. اما عمادالملک، با «چشم مآل» می‌نگرد؛ او نه تنها ظاهر، بلکه باطن و پیامدهای امور را نیز می‌بیند. اینجاست که مولانا حکمت حقیقی را در «دوراندیشی» می‌داند. عقلِ راستین، در گرو همین نگاهِ مآل‌اندیش است؛ نگاهی که تنها به میوه‌های کال و وعده‌های خوشِ ظاهری فریب نمی‌خورد، بلکه ماهیت حقیقی اشیا را واکاوی می‌کند.

من بارها گفته‌ام که عقل، چیزی نیست جز همین دوراندیشی. کسی که تنها ظاهر و سطح امور را می‌بیند و شتابزده داوری می‌کند، هرگز عاقلِ حقیقی نیست. این نگاهِ مآل‌بین، به تعبیر مولانا، دیدنِ «جوز پوسیده» در پس ظاهرِ فریبنده دنیاست. دنیا، در نظر اهل مآل، همچون گردویی است که از بیرون فریبنده می‌نماید، اما وقتی آن را می‌شکافی، می‌بینی که مغزی ندارد و پوسیده است. این فقط شامل مال و منصب و شهرت نیست؛ حتی بسیاری از علومِ این جهانی نیز، اگر از چشمِ مآل‌بین نگریسته نشوند، در ابتدا مفتون‌کننده به نظر می‌رسند، اما در نهایت تو را به میان‌تهی‌بودن خود واقف می‌کنند.

به همین دلیل است که مولانا می‌گوید خداوند بر چشم برخی سرمه‌ای کشیده است که آنان را قادر می‌سازد «از پس صد پرده بیند جان رشد»، یعنی حقیقت را در ورای صدها حجاب درمی‌یابند. اینان همان پیامبران و بزرگان‌اند که مهترِ ایشان (پیامبر اکرم) دنیا را «جیفه» (مردار و لاشه) خواند؛ نه از سر بدبینی، که از سرِ نگاهی مآل‌بین و ژرف‌نگر که بهای حقیقیِ آن را می‌داند. پیامبر (مهتر) با چشم آخرت‌بین خود به دنیا می‌نگریست و ارزش‌های زودگذر آن را در مقایسه با ابدیت، هیچ می‌دانست. این همان نگاهی است که انسان را از فریب «میوه‌های کال» دنیا رها می‌سازد.

مولانا تأکید می‌کند که «دید خود مگذار از دید خسان»؛ یعنی چشم خودت را به دیگری وام نده. بله، ما مغزمان را به معلم می‌دهیم، اما نه هر معلمی، نه هر راهنمایی. بلکه به کسی که امین باشد، مصلحت تو را بخواهد و قصد خیانت به تو نداشته باشد. در غیر این صورت، آنکه را تو برای عصاکشیِ خویش برگزیده‌ای، خود از تو کورتر است و تو را به تباهی می‌کشاند.

در ادامه، مولانا این بحث را به کلام و تأثیر آن تعمیم می‌دهد. سخنِ عمادالملک که آن اسب را از چشم شاه انداخت، به مثابه «بانگ در» است که دری را می‌بندد. این همان حرف‌هایی است که دری از بهشت را بر روی تو می‌بندد یا دری از دوزخ را می‌گشاید. این بانگِ در، محسوس است، اما خودِ «درِ» نامحسوس از جنس اسرار است. آنان که «منظرشان وا شده» است، خودِ در را می‌بینند، اما برای بیشترِ ما که هنوز از در دوریم، تنها بانگ آن به گوش می‌رسد. وظیفه ما این است که بانگ‌درشناس باشیم و بفهمیم که این بانگ، نویدِ گشودنِ دری از بهشت را می‌دهد یا بسته شدن آن را. این نیز خود جلوه‌ای از همین «چشم مآل» است که می‌تواند عواقب سخنان و رخدادها را دریابد.

نکات کلیدی

  • تفاوت اساسی میان «چشم حال» (دید سطحی و اکنون‌نگر) و «چشم مآل» (دید ژرف و دوراندیش).
  • عقل راستین چیزی جز «دوراندیشی» و نگاه به پیامدها نیست.
  • دنیا و بسیاری از جذابیت‌هایش، به تعبیر مولانا، همچون «جوز پوسیده»ای است که ظاهرش فریبنده و باطنش تهی است.
  • خداوند بر چشم برخی «سرمه»ای می‌کشد تا حقیقت را از پس صد پرده دریابند.
  • واگذار کردن «دید خود» به دیگران (به‌ویژه افراد نااهل) منجر به کوری و گمراهی می‌شود.
  • کلام و هر ادراک، خود می‌تواند «بانگ در» باشد که دری از بهشت را می‌گشاید یا دری از دوزخ را می‌بندد؛ بصیرت می‌طلبد تا تفاوت را دریابیم.

Sources: d6-s77 · 28:48 d6-s77 · 41:44 d6-s77 · 43:42

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。