閱讀 卷 6 回到那個仲介和欠債的異鄉人的故事,他們從先賢的墓地返回,仲介夢見了那位先賢。 詩聯 3528

M6:3528 — هر چه ما دادیم دیدیم این زمان / این جهان پرده‌ست و عینست آن جهان

هر چه ما دادیم دیدیم این زماناین جهان پرده‌ست و عینست آن جهان
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3528

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنچه را که ما بخشیدیم، اکنون نتیجه‌اش را دیدیم؛ زیرا این جهان تنها پرده‌ای‌ست، و آن جهان خود حقیقت و اصل وجود است. معنا: این بیت بیان می‌دارد که هر چه در این دنیا بذل و بخشش شود، نتیجه‌اش در آن دنیا دیده خواهد شد، چرا که این جهان تنها حجابی‌ست بر حقیقت ابدی آن جهان.

شرح

این بیتِ شورانگیز از زبان «خواجه» در داستان «وصیت خواجه در خواب» آمده است؛ شخصیتی که پس از وفات، از پشت پردهٔ غیب سخن می‌گوید و از آن‌چه در جهان دیگر دیده، پرده برمی‌دارد. او گواهی می‌دهد که آن‌چه در دنیا داده و بخشیده، نه تنها از دست نرفته، بلکه «این زمان»، یعنی در عالم پس از مرگ، صدها برابر پاداشش را دیده است. اینجا مولانا به یک حقیقت قرآنی اشاره دارد: «مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا»؛ هرکس کار نیکی کند، ده برابر پاداش می‌گیرد. او مثال معروف پیامبر را به یاد می‌آورد که وقتی بیشتر گوشت گوسفند ذبح‌شده را انفاق کرده بودند و یکی از همسران گفت «همه‌اش رفت، فقط یک ران مانده»، پیامبر فرمود «نه، این رانش رفت، بقیه‌اش مانده». آن‌چه در راه خدا داده شود، می‌ماند و باقی‌ست، و آن‌چه برای خود نگه داشته شود، فانی و از بین رفتنی‌ست. این همان معیار «بقا» و «فنا»ست که سعدی می‌گوید: «آنچه نپاید، دلبستگی را نشاید»؛ چیزی که ماندنی نیست، شایسته دل‌بستگی ما نیست.

بخش دوم بیت، جهان‌بینی عمیق مولانا را آشکار می‌کند: «این جهان پرده‌ست و عینست آن جهان». این دنیا، این عالم مادی که ما در آن زندگی می‌کنیم، به هیچ رو اصالت و حقیقت راستین ندارد؛ بلکه نهایت وجود و هویت آن، پرده‌ای است بر آن حقیقت. این پرده تنها برای آن است که ما را از مشاهدهٔ «آن جهان» که «عین حقیقت» است، باز دارد. همان‌گونه که حافظ می‌گوید: «خیمه‌ساز است پس پرده گفتگوی من و تو / چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من». این پرده وجودی، همان «غفلت» است که در جای دیگر مولانا می‌فرماید «ستون این جهان خود غفلت است». مردم در این دنیا خواب‌اند و مرگ، لحظهٔ بیداری آنان است: «الناسُ نِیامٌ اِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا». وقتی پردهٔ غفلت کنار رود، خواهیم گفت: «عجب! پس که نبود است آنچه می‌پنداشتند». ما گمان می‌کردیم اصالت با طبیعت و عالم ماده است، اما می‌بینیم که این‌ها تنها حجابی رقیق بر عالم غیب و ماوراء طبیعت بوده‌اند. منکران و بی‌باوران نیز تنها حجتی که دارند همین است که «حجت منکر همین باشد که من / غیر این حاضر نمی‌بینم وطن»؛ آن‌ها چون جز همین جهان محسوس را نمی‌بینند، آن دیگری را انکار می‌کنند. اما این دنیا تنها یک «مزرعه» برای آخرت است؛ اینجا می‌کاریم و آنجا درو می‌کنیم. روز قیامت، «روز پاداش آمد و پیدا شدن» است. این جهان به تعبیر نهج‌البلاغه یک «تجارت‌خانه» است، یک بازار پر از رنج، اما به طمع سودی ابدی، وارد آن می‌شویم. بخل ما نیز اغلب از آن روست که بخشش را فنا می‌دانیم، نه بقا؛ اما هرکس به بقای آن‌چه می‌بخشد یقین داشته باشد، دستش گشاده‌تر خواهد شد. این بیت تصویری عمیق و بنیادین از هستی‌شناسی مولوی ارائه می‌دهد که در آن، هرچند دنیا محل عمل و رنج است، اما خود هدف نیست و تنها پلی‌ست به سوی اصل و عین حقیقت.

نکات کلیدی

  • هر بخششی در این دنیا، نه تنها از دست نمی‌رود، بلکه در جهان دیگر صدها برابر پاداش خواهد داشت.
  • این جهان تنها یک «پرده» یا حجاب است که مانع دیدن حقیقت اصلی «آن جهان» می‌شود.
  • آنچه فانی است، سزاوار دلبستگی نیست؛ بقا با اعمال نیک و بخشش در راه حق است.
  • غفلت و عدم آگاهی از حقیقت پشت پرده، ستون و سازوکار اصلی این جهان است.
  • مرگ، لحظهٔ بیداری انسان از خواب غفلت این دنیا و مشاهدهٔ حقیقت آن جهان است.
  • این جهان، مزرعه‌ای برای آخرت و بازاری برای کسب سود معنوی است، نه هدف نهایی.

Sources: d6-s78 · 29:21:00 d6-s78 · 33:48:00 d6-s78 · 46:00:00

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。