閱讀 卷 6 王子們告別國王後,前往父親的領地,國王在告別時再次重申了遺囑。 詩聯 3650

M6:3650 — از خطر پرهیز آمد مفترض / بشنوید از من حدیث بی‌غرض

از خطر پرهیز آمد مفترضبشنوید از من حدیث بی‌غرض
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3650

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اجتناب از خطر واجب گشت. از من، این سخن بی‌طرفانه را بشنوید. معنا: پدر به فرزندانش هشدار می‌دهد که دوری از خطر فرض و واجب است و از آنان می‌خواهد که این پند بی‌غرضانه را بشنوند.

شرح

این بیت، از زبانِ پادشاه در قصهٔ «ملک و فرزندانش و قلعهٔ ممنوعه» بیان می‌شود و حاویِ یک حقیقتِ روان‌شناختیِ عمیق است. پدر به فرزندانش یادآوری می‌کند که «از خطر پرهیز آمد مفترض»، یعنی اجتناب از خطر نه یک توصیهٔ صرف، بلکه وظیفه‌ای است که بر دوش هر انسانی گذاشته شده است. این هشدار، از جنس «حدیث بی‌غرض» است؛ یعنی سخنی پاک و خالصانه که هیچ منفعت شخصی در آن نهفته نیست و تنها خیر و صلاح شنونده را در نظر دارد.

اما مولانا، در ادامهٔ این حکایت، به نکتهٔ بسیار ظریفی اشاره می‌کند که این بیت را از یک پند اخلاقی ساده فراتر می‌برد. او می‌فرماید که پدر، وقتی از رفتن به آن قلعهٔ پر از صورت منع کرد، ناخواسته بذرِ حرص و کنجکاوی را در دل پسران کاشت. اینجاست که مولانا از یک اصلِ مشهورِ انسانی پرده برمی‌دارد: «الانسان حریص ما منع». یعنی انسان، شیفته و حریصِ چیزی می‌شود که از آن منعش کنند. هر ممنوعیتی، خود هوسی پنهان را بیدار می‌کند و میل به شکستنِ آن مرز را در دل آدمی می‌افزاید. این یک واقعیتِ پذیرفته‌شده در سرشتِ عامهٔ مردم است که از قضا منع، نه تنها بازدارنده نیست، بلکه عاملی می‌شود برای فزونی یافتنِ شوقِ انجامِ آن کار.

بنابراین، این بیت در ظاهر یک دستور اخلاقی است، اما در باطن، تمهیدی است برای نمایشِ یک حقیقتِ روان‌شناختیِ پیچیده که در سراسرِ مثنوی به صورت‌های مختلف تکرار می‌شود: پنهان‌کردن و ممنوع‌ساختن، خود به محرکی قوی‌تر برای جستجو و کشف بدل می‌شود. پادشاه این قاعده را می‌گوید تا اهمیت پرهیز را گوشزد کند، اما در عمل، این سخن، مسیرِ داستان و سرنوشت فرزندان را به شکلی معکوس رقم می‌زند و آنان را به سمتِ همان ممنوعه می‌کشاند.

نکات کلیدی

  • اجتناب از خطر، وظیفه‌ای الهی و انسانی است که در پندهای پدرانه تجلی می‌یابد.
  • انسان به‌طور غریزی، به آنچه از آن منع شده، حریص‌تر می‌شود (الانسان حریص ما منع).
  • ممنوعیت‌ها می‌توانند اثری معکوس داشته باشند و شوق به انجام کار ممنوعه را فزونی بخشند.
  • پندهای خالص و بی‌غرضانه، حتی اگر به نتایج غیرمنتظره‌ای منجر شوند، ارزشی ذاتی دارند.

Sources: d6-s81 · 06:03:00 d6-s81 · 07:21:00 d6-s81 · 08:26:00

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。