閱讀 卷 6 王子們告別國王後,前往父親的領地,國王在告別時再次重申了遺囑。 詩聯 3690

M6:3690 — سر استثناست این حزم و حذر / زانکه خر را بز نماید این قدر

سر استثناست این حزم و حذرزانکه خر را بز نماید این قدر
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3690

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این دوراندیشی و احتیاط، سرچشمهٔ استثناهاست؛ چرا که قَدَر (سرنوشت) گاهی خر را بز می‌نمایاند. معنا: مولانا می‌گوید که هرچند احتیاط لازم است، اما نباید به اسباب و تدبیر خود اطمینان کامل داشت، زیرا گاهی سرنوشت حقایق را وارونه جلوه می‌دهد و آنچه را انتظار نداریم به وقوع می‌پیونداند.

شرح

این بیت، از آن ابیات کلیدی است که مولانا در آن به جوهر بی‌قطعیت و گسست در جهان می‌پردازد. من بی‌شرمانه می‌گویم که مولانا در اینجا نکته‌ای را باز می‌کند که بسیاری از فلاسفه معاصر غرب تازه به آن رسیده‌اند، یعنی ناپایداری و سستی یقین ما به قوانین طبیعت و تاریخ.

مولانا به ما می‌گوید که حزم و احتیاط، هرچند لازم است، اما سرچشمهٔ استثناهاست؛ یعنی دقیقاً در لحظه‌ای که گمان می‌کنی نهایت احتیاط را به کار بسته‌ای و همه‌چیز را محتاطانه برنامه‌ریزی کرده‌ای، اینجاست که تقدیر الهی می‌تواند «خر را بز نماید». این نه سوفسطایی‌گری است و نه انکار حقیقت، بلکه اعترافی است به نفوذ قدرت و اراده‌ای فراتر از تدبیر انسانی. «تقلیب ابصار» و دگرگون ساختن ادراکات و نتایج، کار اوست که «قلب»ها را می‌گرداند.

مثنوی در موارد بسیاری نشان می‌دهد که چگونه تدبیر ما ناکام می‌ماند. چه بسیار دیده‌ایم که تیری به راست پرتاب می‌کنیم و به چپ می‌رود؛ به قصد صید آهو می‌رویم و خودمان صید خوک می‌شویم؛ چاهی برای دیگری می‌کنیم و خود در آن می‌افتیم؛ یا از ازدواجی انتظار ثروت داریم و در نهایت به ورطهٔ بدهکاری فرو می‌رویم. اینها همه شاهدی است بر اینکه اسباب و علل، بی‌قید و شرط به نتایج مورد انتظار ما نمی‌انجامند. اعتماد صددرصد بر اسباب، نوعی «خریت» است، زیرا از «خفیه‌کار»ی که پشت پردهٔ این دگرگونی‌هاست غافل می‌مانیم.

بنابراین، این بیت، سه لایهٔ عمیق از فهم را به ما ارزانی می‌دارد: ۱. تواضع علمی: مولانا می‌گوید قوانین علمی که ما کشف می‌کنیم، با تمام دقت ریاضی و تجربی‌شان، از قطعیت مطلق برخوردار نیستند. چشمان ما تازه امروز به این حقیقت باز شده که این نقشه‌ها و پیش‌بینی‌ها می‌توانند شکننده باشند. تأسف باید خورد به حال کسانی که گمان می‌کنند طبیعت برای همیشه و به نحو قطعی شناخته شده است. ۲. تواضع عملی: در زندگی فردی و جمعی، ما «مستر» این عالم نیستیم. زمام همه چیز در دست ما نیست. نتایج اعمال ما تضمین‌شده نیست و تاریخ آینده، قطعی و معین نیست. کارل پوپر، در نقد مارکسیسم، ضعف تخیل مارکس را عامل پیش‌بینی‌های نادرستش دانست؛ زیرا مارکس نمی‌توانست فرض کند که ممکن است «ریگی زیر چرخ قطار تاریخ بیفتد و آن را از ریل خارج کند». این «دترمینیسم تاریخی» که آینده را تضمین‌شده می‌داند، توهمی بیش نیست. همان‌طور که فوکویاما نیز با «پایان تاریخ» خود اشتباه کرد. ۳. بینش الهیاتی: مولانا این رخنه‌ها و گسست‌ها را نه نشانهٔ ضعف، که نشانهٔ حضور و ارادهٔ دیگری می‌داند. گویی یک نیروی قاهر، زمام این عالم را در قبضه دارد و گاهی نمی‌خواهد فلان چیز رخ بدهد، یا می‌خواهد به گونه‌ای دیگر رخ دهد. این همان بصیرت عمیق نهج‌البلاغه‌ است که می‌گوید: «عَرَفتُ اللهَ بِفَسخِ العَزائِمِ وَ نَقضِ الهِمَم»؛ یعنی ما خدا را از فسخ شدن تصمیم‌ها و نقض شدن همت‌ها می‌شناسیم. جهان به پای خود نایستاده است؛ او سواری دارد که افسار آن را به هر سو که بخواهد می‌گرداند، حتی اگر این اسب گویی از فرمان ما سرپیچی کند. اینجا دیگر نباید بر «دم خر» تکیه کنیم، چون سبب‌گردان مثل دم خر می‌ماند که خود تابع سوار دیگری است.

نکات کلیدی

  • عدم قطعیت: اعتماد کامل به اسباب و تدبیر خود، غفلت از ارادهٔ برتر است.
  • استثناءگرایی: در لحظهٔ اوج احتیاط، تقدیر می‌تواند حقایق را وارونه جلوه دهد.
  • تواضع عملی: ما استاد این جهان نیستیم و نتایج اعمالمان تضمین‌شده نیست.
  • تواضع علمی: قوانین علمی قطعیت مطلق ندارند و پیش‌بینی‌ها شکننده هستند.
  • بی‌اعتباری دترمینیسم: دترمینیسم تاریخی و فردی توهمی بیش نیست؛ آینده ثابت نیست.
  • فعل الهی: گسست در علیت‌ها، نشانه‌ای از حضور و ارادهٔ پیوستهٔ خداوند است.

Sources: d6-s81 · 56:24:00 d6-s81 · 59:09:00 d6-s81 · 71:00:00 d6-s81 · 72:30:00 d6-s81 · 76:38:00

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。