閱讀 卷 6 他們在那座城堡的宮殿中看到中國皇帝女兒的畫像,三人全部昏倒,陷入迷惑,並詢問這畫像中的人是誰。 詩聯 3759

M6:3759 — خوب‌تر زان دیده بودند آن فریق / لیک زین رفتند در بحر عمیق

خوب‌تر زان دیده بودند آن فریقلیک زین رفتند در بحر عمیق
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3759

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن گروه (کسانی که اهل بصیرت بودند و به سادگی به هر زیبایی‌ای دل نمی‌بستند) زیبایی‌هایی بهتر و والاتر از این دیده بودند، اما با این (زیبایی خاص) به دریای عمیق فرو رفتند. معنا: این بیت اشاره دارد به اینکه برخی افراد با دیدن جمالی خاص، فراتر از ظاهر آن، به عمق معنا و حقیقت آن راه یافته و در آن مستغرق شده‌اند، در حالی که پیش از آن به هر صورتی دل نمی‌دادند.

شرح

این بیت، پرده از سرّی مهم در باب ادراک زیبایی و حقیقت برمی‌دارد. مولانا می‌گوید «آن فریق»، یعنی گروهی از آدمیان که سطحی‌نگر و ساده‌دل نبودند، کسانی که چه بسا اهل معنا و بصیرت بودند و پیش از این «خوب‌تر زان دیده بودند». آن‌ها به هر صورتی دل نمی‌بستند و به سادگی مفتون جمال ظاهری نمی‌شدند؛ مثل شاهزاده‌ای که دختران زیبا را دیده و به آسانی اسیر زیبایی‌های متعارف نمی‌گردد. اما اتفاقی افتاد: «لیک زین رفتند در بحر عمیق». «زین» یعنی همین زیبایی خاص و در اینجا مراد از آن، آن وجه باطنی و مخدّری است که در پس صورت ظاهر نهفته است. این زیبایی نه تنها آن‌ها را مجذوب کرد، بلکه چنان غرق کرد که گویی به «دریای عمیق» فرو رفتند. این تعبیر از «بحر عمیق» بسیار کلیدی است؛ مراد از آن، نه صرفاً شیفتگی، بلکه حالتی از محو و فنا در عظمت و جمال است. همانند آنچه در داستان مجنون و لیلا می‌بینیم؛ وقتی به مجنون طعنه می‌زدند که لیلا چندان زیبا نیست، مجنون پاسخ می‌داد: «صورت کوزه است و حُسن می، می خدایم می‌دهد از جام وی». یعنی شما تنها کوزه را می‌بینید و سرکه می‌چشید، اما من از همین کوزه، می آسمانیِ حسن را می‌نوشم که مرا مست و مفتون می‌کند؛ این «می» همان «افیون» است که در بیت بعدی می‌آید. افیون، همان مخدّری است که مستی مضاعف می‌آورد و در اینجا کنایه از آن حقیقت سکرآوری است که از ورای صورت، جان و دل را تسخیر می‌کند. این دریای عمیق، همان بحر معارف و بحر بی‌کران حقیقت است که مولانا خود بحرصفت بود و غرق شدن در آن، نهایت سیر سالک است. این تجلی از شکوه و جلال است که آدمی را به «شُکوهیدن» وامی‌دارد؛ نه ترس از عذاب، بلکه ترسی ناشی از احساس حقارت و فانی شدن در مقابل عظمت بی‌کران، شبیه به حیرت و هیبتی که از «مقام رَبّه» حاصل می‌شود. این همان معرفتی است که «کاسه‌ها محسوس و افیون ناپدید» را در می‌یابد؛ یعنی صورت را می‌بیند اما از آن عبور کرده، به افیون ناپیدای درون آن دست می‌یابد که همچون «تیر غمزه» بی‌واسطه و بی‌کمان، دل را می‌درد و به اعماق می‌کشاند. مولانا تأکید می‌کند که این فعل، عمل یک «روحانی» است، به معنای ملکوتی و متعلق به عالم بالا، نه روحانی به اصطلاح مبتذل امروزی. یعنی اگر صورت سنگی بت‌پرستان قرن‌ها دل و دین را آتش می‌زد، این صورت روحانی که از جنس جان و ملکوت است، چه کاری با دین و دل آدمیان می‌کند!

نکات کلیدی

  • ظاهر، حجابی است که باطن را پنهان می‌کند؛ عارف ورای صورت، مستیِ معنا را می‌یابد.
  • زیبایی حقیقی، انسان را به مرتبهٔ محو و فنا در دریای عظمت الهی می‌کشاند.
  • شیفتگیِ عمیق، حالتی شبیه به «شکوه» و «خشیت» است؛ احساس کوچکی در برابر بزرگی بیکران.
  • بعضی از حقایق، همچون افیون، پنهان در کاسهٔ محسوسات قرار دارند و فقط با بصیرت درونی مکشوف می‌شوند.
  • تأثیر روح و حقیقت، بسی عمیق‌تر و پایدارتر از تأثیر صور ظاهری و مادّی است.

Sources: d6-s84 · 01:16:04 d6-s84 · 01:18:39 d6-s84 · 02:01:04

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。