閱讀 卷 6 關於兩個兄弟的故事:一個是禿頭,另一個是無毛少年。他們有一天晚上睡在單身漢的房子裡。碰巧,無毛少年在自己的臀部堆了磚塊。最終,一個臭蟲(或者類似的東西)慢慢地、巧妙地從他身後取走了磚塊。孩子醒來,爭吵著說:‘這些磚塊去哪裡了?你為什麼拿走它們?’對方說:‘你為什麼要放這些磚塊?’等等。 詩聯 3863

M6:3863 — نه ز مردان چاره دارم نه از زنان / چون کنم که نی ازینم نه از آن

نه ز مردان چاره دارم نه از زنانچون کنم که نی ازینم نه از آن
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3863

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: نه از دست مردان راه فراری دارم و نه از دست زنان؛ چه کنم که نه از این دسته‌ام و نه از آن دسته؟ معنا: این بیت، از زبان پسری جوان و آسیب‌پذیر، سرگشتگی و درماندگی او را در جامعه‌ای بیان می‌کند که نه مردان او را در امان می‌گذارند و نه زنان، و او خود را متعلق به هیچ‌یک از این دو گروه نمی‌داند.

شرح

این بیت در ادامهٔ شکوه و شکایت لوطی‌صفتانهٔ یک امرد می‌آید که از رنجوریش در خانقاه و بازار عام گلایه می‌کند. مولانا اینجا، برخلاف معمولِ خود که به مسائل تاریخی یا اجتماعی نمی‌پردازد و بیشتر بر «هیومن کاندیشن» و جدایی از حق تأکید دارد، پرده از گوشه‌ای از فساد اخلاقی زمانه برمی‌دارد و نقد تندی بر فرهنگ آن روزگار وارد می‌کند. این کودک (امرد) که از تعرض و سوءقصد در خانقاه و جامعه به تنگ آمده است، زبان به گلایه می‌گشاید:

او ابتدا به پزشک یا دارالشفا می‌رود و می‌پرسد که چرا به دنبال درمان بیماری خود نرفته است. کودک در پاسخ بیان می‌کند که «به هر جا می‌روم من ممتحن»؛ یعنی هر جا که می‌رود، گرفتار محنت و بلاست. او از مردان جامعه، به‌ویژه آن‌هایی که شهوتشان بر عقلشان چیره شده است، می‌نالد. به گفتهٔ مولانا، «وقت خشم و وقت شهوت عقل کو؟»، یعنی عقل در مقابل طغیان شهوت راه خود را گم می‌کند و گم می‌شود. این یک نقد روان‌شناختی عمیق از ماهیت انسان است که شهوت و خشم می‌توانند «عقل» را بدزدند و افراد را به سمت سوءرفتار سوق دهند.

از سوی دیگر، کودک می‌گوید که اگر به سراغ زنان برود نیز، گرفتار فتنه می‌شود. می‌ترسد که سرنوشتی چون یوسف در زندان پیدا کند، یا حتی بدتر، «توزیع بر پنجاه دار» شود، یعنی تکه‌پاره‌اش را به دار آویزند. او این را بیان می‌کند که «آن زنان از جاهلی بر من تنند / اولیاشان قصد جان من کنند». او در اوج درماندگی و حسرت، در این بیت کلام خود را به کمال می‌رساند و می‌گوید که «نه ز مردان چاره دارم نه ز زنان / چون کنم که نی ازینم نه از آن؟». یعنی او خود را در میانه می‌بیند؛ نه به طور کامل مردانگیش تثبیت شده که از چشم‌طمع‌وران در امان باشد و نه زن است که از مردان دوری گزیند و در پناه خاص خود باشد. او راه فراری ندارد و «امان» او سلب شده است.

این نالهٔ این امرد، که از عدم امنیت و آرامش درونی و بیرونی خبر می‌دهد، از آن دست معدود مواردی است که مولانا به‌صراحت به ناهنجاری‌های اجتماعی می‌پردازد. او در اینجا نه‌تنها از بی‌عقلی شهوت‌پرستان گلایه می‌کند، بلکه تلویحاً نقدی جدی به خانقاه‌ها وارد می‌آورد که باید محل امنیت و تعالی باشند، اما به «عزب‌خانه»هایی تبدیل شده‌اند که خود منبع فتنه و آزارند. این امر نشان می‌دهد که مولانا هر چند غالباً فراتر از جزئیات زمانه می‌اندیشد، اما در مواقعی خاص، فریاد مظلومیت و آشکارسازی فساد را از زبان شخصیت‌های داستان‌هایش بازمی‌تاباند. این را باید در کنار آن نگاهی قرار داد که می‌گوید مولانا جهان را «جنت» می‌دید و کمتر گلایه می‌کرد، اما در اینجا، از زبان یک شخصیت، نقدی بر «فرهنگ فاسد زمانه» ارائه می‌کند که خود او نیز بر آن صحه می‌گذارد.

نکات کلیدی

  • مولانا در این بیت به نقد آشکار فساد اخلاقی و ناامنی اجتماعی زمانه خود می‌پردازد.
  • بیت نشانگر آسیب‌پذیری افراد در جامعه‌ای است که اخلاق عمومی در آن تضعیف شده است.
  • این روایت، سلطهٔ شهوت بر عقل و غلبهٔ غرایز بر خرد را به تصویر می‌کشد.
  • مولانا در این داستان، به‌طور تلویحی، به ناکارآمدی و انحراف برخی خانقاه‌ها از رسالت اصلی‌شان اشاره می‌کند.
  • این از معدود مواردی است که مولانا به‌صراحت به جزئیات ناهنجاری‌های اجتماعی و فرهنگی می‌پردازد، و از زبان یک شخصیت، گلایه‌ای عمیق از وضعیت جامعه را بیان می‌کند.

Sources: d6-s86 · 01:00:31 d6-s86 · 01:03:16 d6-s86 · 01:04:30

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。