閱讀 卷 6 關於兩個兄弟的故事:一個是禿頭,另一個是無毛少年。他們有一天晚上睡在單身漢的房子裡。碰巧,無毛少年在自己的臀部堆了磚塊。最終,一個臭蟲(或者類似的東西)慢慢地、巧妙地從他身後取走了磚塊。孩子醒來,爭吵著說:‘這些磚塊去哪裡了?你為什麼拿走它們?’對方說:‘你為什麼要放這些磚塊?’等等。 詩聯 3880

M6:3880 — گر هزاران سال باشد عمر او / او نگردد سیر خود از جست و جو

گر هزاران سال باشد عمر اواو نگردد سیر خود از جست و جو
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3880

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر عمر او هزاران سال هم باشد، او از جست‌وجوی دانش و حقیقت سیر نخواهد شد.

معنا: مولانا در این بیت بیان می‌کند که جست‌وجوی حقیقی دانش پایان‌ناپذیر است و سالک راستین، هر چقدر هم که عمر کند و کسب معرفت کند، هرگز از این طلب سیر نمی‌شود.

شرح

این بیت، تصویر درخشانی است از عطش سیری‌ناپذیر سالک در دریای بی‌کران معرفت. من بارها اشاره کرده‌ام که مولانا نه تنها یک شاعر و عارف، بلکه یک متفکر درجه یک است که به ظرافت در آیات و روایات تأمل می‌کند. اینجا نیز همین ظرافت را می‌بینیم.

مولانا بحث را از جایی آغاز می‌کند که علم را «دریایی بی‌حد و کنار» می‌داند و طالب علم را «غواص بحار». در چنین دریایی، هیچ گاه غواص از کاوش سیر نمی‌شود. اینجاست که این بیت جای خود را پیدا می‌کند: «گر هزاران سال باشد عمر او / او نگردد سیر خود از جست و جو». این طلبِ بی‌پایان، نشانه‌ای از طبیعت حقیقت است که خود بی‌نهایت است.

اما مولانا این نکته را به روایتی مشهور از پیامبر (ص) گره می‌زند. روایتی که هم از پیامبر و هم در نهج‌البلاغه از امام علی (ع) آمده است: «من هومان لا یشبعان، طالب الدنیا و طالب العلم»؛ دو گرسنه‌اند که سیر نمی‌شوند: طالب دنیا و طالب علم. اینجا مولانا یک حرکت تفسیری بسیار مهم انجام می‌دهد. او می‌پرسد که اگر این «علم» از جنس «دنیایی» باشد، تقسیم‌بندی پیامبر بی‌معنا می‌شود؛ چرا که «طالب علم» خود جزئی از «طالب دنیا» خواهد بود و تکرار رخ می‌دهد. پس بی‌شک این «علم» باید «غیر علم دنیا» باشد. او قاطعانه می‌گوید: «غیر دنیا پس چه باشد؟ آخرت / کت کند زینجا و باشد رهبرت». پس، جست‌وجوی سیری‌ناپذیری که مولانا در این بیت وصف می‌کند، جست‌وجوی علمِ آخرت است، علمی که آدمی را از اینجا (دنیای فانی) برهاند و رهبر او به سوی حقیقت مطلق باشد.

این علم، با آن دسته از علوم که «غفلت‌زاست» و آدمی را در دام خودبینی و نخوت می‌اندازد، تفاوت ماهوی دارد. علمی که مولانا از آن سخن می‌گوید، علم «مستنبه» است؛ یعنی بیدارکننده. علمی که آدمی را سبک‌بار می‌کند تا در مسیر بندگی و معرفت پرواز کند، نه آن علمی که سنگین‌بارش کرده و از کاروان بازش دارد. این همان سبک‌روحی است که همیشه در تفسیر مثنوی بر آن تأکید داشته‌ام. طلب بی‌وقفه‌ی حقیقت، نه تنها خستگی نمی‌آورد، بلکه جان را سبک و آماده‌ی پرواز می‌سازد.

نکات کلیدی

  • جست‌وجوی حقیقی معرفت، پایان‌ناپذیر است و سالک راستین هرگز از طلب سیر نمی‌شود.
  • مولانا این بیت را با حدیث نبوی «دو گرسنه‌اند که سیر نمی‌شوند: طالب دنیا و طالب علم» پیوند می‌زند.
  • علمی که مولانا از آن سخن می‌گوید، علم آخرت و معرفت الهی است، نه دانش‌های صرفاً دنیوی.
  • این علم، «مستنبه» و بیدارکننده است و باعث سبکی و پرواز روح می‌شود، برخلاف علوم «غفلت‌زا».
  • عطش دائمی برای حقیقت، نشانه‌ای از بی‌کرانی خود حقیقت است.

Sources: d6-s87 · 00:06:30 d6-s87 · 00:07:46 d6-s87 · 00:08:58 d6-s86 · 01:33:32

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。