閱讀 卷 6 關於伊姆魯勒·蓋斯(Imru' al-Qais)的故事:他是一位阿拉伯國王,相貌極其俊美,是當時的約瑟夫。阿拉伯婦女像左利卡(Zulaikha)一樣為他癡迷。他是一位天賦異稟的詩人,詩作《請停下,讓我們哭泣,為了心愛的人和她的居所》。當所有婦女都為他傾心時,他的情詩和哀嘆又是為了什麼呢?或許他知道這些都只是塵土上描繪的形像罷了。最終,伊姆魯勒·蓋斯經歷了一番境遇,他在半夜逃離了王國和子女,將自己藏在一件長袍中,從一個地區前往另一個地區,去尋找那個超然於俗世的人:「他以他的慈悲選擇他所意欲的人。」等等。 詩聯 4046

M6:4046 — هم‌چو طفلست او ز پستان شیرگیر / او نداند در دو عالم غیر شیر

هم‌چو طفلست او ز پستان شیرگیراو نداند در دو عالم غیر شیر
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:4046

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او همچون طفلی است که از پستان شیر می‌گیرد؛ او در دو عالَم چیزی جز شیر نمی‌شناسد. معنا: این بیت بیان می‌کند که عارف، درست مانند یک کودک که تمام توجهش به شیر مادر است، تمام وجودش در خدا غرق شده و جز او چیزی نمی‌شناسد و به چیزی دیگر تعلق خاطر ندارد.

شرح

این بیت در ادامهٔ تمثیل ماهی و آب می‌آید که پیش‌تر مولانا برای وصف حال عارف به کار برد. من معتقدم مولانا اینجا پرده از روی حقیقتی بسیار عمیق برمی‌دارد: عارف، همچون کودکی که هنوز دستگاه مفهوم‌سازیش راه نیفتاده، با حقیقت هستی، با خداوند، روبرو می‌شود نه از طریق مفاهیم ذهنی. بزرگسالان وقتی غذا می‌خورند، می‌دانند که این «غذا» است، «گرسنگی» را رفع می‌کند؛ مفاهیم در ذهنشان رژه می‌روند. اما کودک؟ او مستقیم با «شیر» مواجه می‌شود، بی‌هیچ واسطهٔ ذهنی و فکری. این همان «خالی شدن از ذهن و فکر» است که مکرراً درباره‌اش سخن گفته‌ام و آن را راه ورود به ساحت معرفت شهودی می‌دانم.

همت کودک یگانه است. او تنها یک چیز را در این دنیا می‌شناسد و آن سینه مادرش است، که مظهر تمامی نیازها و آرزوهای اوست. این تمثیلِ کودک، ریشه‌ای عمیق در ادبیات دینی دارد؛ چنان‌که عیسی (ع) در انجیل فرمود: «تا چون کودکان نشوید، به ملکوت الهی راه پیدا نمی‌کنید.» مفسران انجیل دربارهٔ اوصاف مطلوب کودک که آدمی باید آنها را کسب کند تا وارد ملکوت شود، بسیار بحث کرده‌اند.

یکی از مهم‌ترین این اوصاف، بساطت و زلالی کودک است. طفل، مکار نیست، حیله‌گر نیست، چاچول‌باز نیست، کلاهبردار نیست، دروغگو نیست. این فضایل نه از روی پرهیز و خودداری، که از سر «صرافت طبع» و «نیالودگی» اوست. او اصلاً نمی‌داند حیله چیست که بخواهد از آن دوری کند. این بساطت، این زلالی، این نیالودگی، چیزی است که مولانا آن را مطلوب می‌شمارد. کودکان تا زمانی که «دست و پا» ننموده‌اند و واجد «ذهن» نشده‌اند، از این صفای نخستین برخوردارند. وقتی ذهن فعال می‌شود، مفاهیم راست و دروغ، خیر و شر، حقه‌بازی و صداقت وارد میدان می‌شوند و آدمی در «عنا» و «کور و کبود» می‌افتد، مگر آنکه بخت‌یار باشد و بتواند آن بساطت و زلالی اولیه را حفظ کند.

من این را «علم وجودی» می‌خوانم. کودک «وجوداً» به سوی شیر کشیده می‌شود و با آن پیوند دارد، اما «ذهناً» نمی‌داند شیر چیست. عارف نیز چنین است. او در خداوند غوطه‌ور است و از او نفس می‌کشد، اما ضرورتاً نیازی نیست که فیلسوفی باشد تا خدا را تعریف کند یا دلایل فلسفی بر وجود او اقامه کند. او با «حال» خدا را می‌شناسد، نه با «قال» و مفاهیم انتزاعی. همچون همان چوپان داستان موسی که با زبانی ساده و بی‌پیرایه، اما با دلی سرشار از حضور، با خدا سخن می‌گفت و حق تعالی به موسی عتاب فرمود که: «بندهٔ ما را ز ما کردی جدا؟» این اوج اتصال بی‌واسطه است که در آن، هرچه از او صادر شود، رنگ الهی دارد و هیچ واسطه‌ای میان او و خدا حائل نمی‌گردد. این است که مولانا فرمود: «ما برون را ننگریم و قال را / ما درون را بنگریم و حال را» و عارف حقیقی همین «حال» را دارد.

نکات کلیدی

  • معرفت حقیقی عارف، همچون شناخت کودک از شیر مادر، مستقیم، بی‌واسطه و غیرمفهومی است.
  • بی‌ذهنی و صرافت طبع کودک، نمادی از رهایی عارف از قیود فکری و ذهنی برای درک حقیقت است.
  • الهام از آموزه‌های مسیحیت، بر اهمیت بازگشت به معصومیت و سادگی کودکانه برای ورود به ملکوت الهی تأکید می‌کند.
  • عارف نه با 'قال' (گفتار و تعریفات)، بلکه با 'حال' (وجود و تجربه مستقیم) با خداوند مرتبط است.
  • تعلق یگانه و تمرکز مطلق کودک بر شیر، نشان‌دهندهٔ توحید همت عارف و غرق شدنش در یگانه حقیقت است.

Sources: d6-s90 · 00:59:50 d6-s90 · 01:03:22 d6-s90 · 01:04:56 d6-s88 [1:00:12:00]

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。