閱讀 卷 6 他們在中國皇城潛伏一段時間後,長兄變得焦躁不安,說:‘我走了,永別了!我將自己獻給國王。然而,一步就能到達我的目標,要麼我的頭顱,如同心臟般,將被拋在那裡。’兄弟們的勸告對他毫無益處。‘啊,責備戀人的人啊,讓那些被上帝引入迷途的人吧,你如何能引導他們?’等等。 詩聯 4131

M6:4131 — گر ندادستش چنین رفتار دست / این خبرها زان ولایت از کیست

گر ندادستش چنین رفتار دستاین خبرها زان ولایت از کیست
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:4131

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر دستِ اراده و توانش چنین رهروی و رفتاری را به او نداده باشد، پس این خبرها از آن ولایت و عالم بالا از سوی کیست؟ معنا: این بیت پرسشی بلاغی مطرح می‌کند: اگر کسی از درون توانایی و اذن سفر معنوی را نداشته باشد، پس آن خبرهای غیبی و مکاشفات روحانی را از چه منبعی دریافت می‌کند؟

شرح

این بیتِ بلند مولانا، پرسشی بنیادین را در باب امکان و چگونگی دسترسی به حقایق غیبی و سلوک معنوی مطرح می‌کند. او می‌پرسد: اگر کسی را دستی برای چنین «رفتار»ی – سلوک، حرکت معنوی، سیر و سفر درونی – داده نشده باشد، پس آن «خبرها»یی که از «ولایت» یعنی عالم غیب و معنویت می‌رسد، از کیست و از کجا می‌آید؟ این پرسش، بلاغی است و حامل جوابی قاطع: خبرهای آن ولایت تنها و تنها از سوی کسی یا چیزی می‌رسد که به ما دست و رفتارِ آن سلوک را عطا کرده است.

من بارها تأکید کرده‌ام که مولانا با خودسری و با «خودبودگی» در سلوک مطلقاً مخالف است. اینجاست که نقش «پیر رشاد» برجسته می‌شود. «پیر گردون نی، ولی پیر رشاد»؛ نه پیری که فقط سالخورده است، بلکه پیری که در جادهٔ رشد و ارشاد پخته و کارآزموده شده. این پیر است که دست سالک را می‌گیرد، این اوست که به سالک «چنین رفتار» را می‌آموزد و برای او ممکن می‌سازد. اگر دست چنین پیری در کار نباشد، یا از آن بالاتر، اگر دست قدرت الهی در پس این پیری در کار نباشد، چه کسی این خبرها را خواهد آورد؟

نمرود را ببینید که در حکایات، خودسرانه و بدون راهنما به خیال فتح آسمان برمی‌خیزد. او می‌پنداشت که می‌تواند با ابزار مادی و حیوانی (کرکس‌ها)، به ساحت قدس الهی راه یابد. ابراهیم به او می‌گوید: «گر کرکست من باشم اینت خوبتر / چون ز من سازی به بالا نردبان.» این یعنی دست و رفتارِ صحیح را باید از راهنما گرفت. ابراهیم در واقع همان «پیر رشاد» است که می‌خواهد نردبان آسمان شود. نمرود می‌خواست با «دست»ِ خود و «رفتار»ِ جاهلانهٔ خود به خبرهای آن ولایت برسد، اما «بر گردون نپرد کرکسی». این راه، راه «تیغ جراحی» و «موشک» نیست؛ بلکه «سفر روحانی‌ست، این سفر عقلی‌ست، این سفر دل است.» و این سفر بی‌دستگیر و بی‌راهنما میسر نمی‌شود.

من مکرر گفته‌ام که «شرط تسلیم است، نه کار دراز.» تسلیم شدن در برابر پیر و مرشد، خود نوعی «دست یافتن» است. آن دستی که توان چنین رفتاری را می‌دهد، ابتدا دست تسلیم را از ما می‌طلبد. اگر این تسلیم نباشد، آن دست اعطا نمی‌شود و خبرها نخواهند رسید. ما که همه چیز را بلد نیستیم. در امور معنوی و امور غیبی، عقل تاجرصفت ما به کار نمی‌آید. آنجا به قول حافظ، «ظلمات است، بترس از خطر گمراهی» و «قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن.»

این بیت در نهایت بر این نکته تأکید می‌کند که حقایق غیبی و خبرهای آسمانی، کالای خودساختهٔ انسان نیستند. آن‌ها عطیه‌ای هستند که از «آن ولایت» و از سوی حق یا واسطه‌های او می‌رسند، به شرط آنکه سالک خود را آماده و مستعد چنین دریافت و «رفتار»ی کرده باشد؛ استعدادی که بی‌دستگیری و بی‌رهنمایی به دست نمی‌آید.

نکات کلیدی

  • حصول خبرهای غیبی منوط به 'دست' (قدرت، اذن، قابلیت) سفر معنوی است، نه کوشش صرف و خودسرانه.
  • بی‌همراهی و رهنمایی 'پیر رشاد'، سلوک معنوی ممکن نیست؛ این پیر است که 'دست' سفر را می‌دهد.
  • نمونهٔ نمرود در داستان‌های کهن نشان می‌دهد که سفر به عالم غیب با ابزار مادی و خودسری ناکام می‌ماند.
  • 'شرط تسلیم است، نه کار دراز'؛ تسلیم به راهنما خود دست‌مایهٔ توانایی 'رفتار' معنوی است.
  • سفر به ولایت غیب، سفری روحانی، عقلی، و قلبی است، نه جسمانی و مادی.
  • حقایق غیبی عطیهٔ الهی‌اند که مشروط به استعدادیابی و رهنمایی واسطه‌ها به سالک می‌رسند.

Sources: d6-s92 · 17:33:14 d6-s92 · 19:30:38 d6-s92 · 28:38:48

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。