閱讀 卷 6 他們在中國皇城潛伏一段時間後,長兄變得焦躁不安,說:‘我走了,永別了!我將自己獻給國王。然而,一步就能到達我的目標,要麼我的頭顱,如同心臟般,將被拋在那裡。’兄弟們的勸告對他毫無益處。‘啊,責備戀人的人啊,讓那些被上帝引入迷途的人吧,你如何能引導他們?’等等。 詩聯 4134

M6:4134 — آن تحری آمد اندر لیل تار / وین حضور کعبه و وسط نهار

آن تحری آمد اندر لیل تاروین حضور کعبه و وسط نهار
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:4134

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن کوشش و طلب در شب تاریک صورت پذیرفت، و این حضور و وضوح همچون کعبه در روشنایی روز است. معنا: بیت به تقابل دو وضعیت اشاره دارد: یکی جست‌وجوی سرگردان و مبهم در تاریکی، و دیگری درک روشن و حضور قاطع حقیقت، مانند یافتن کعبه در اوج روز.

شرح

مولانا در این بیت به تقابل دو مرحله و دو کیفیت از سلوک می‌پردازد: یکی «تحری» در «لیل تار» و دیگری «حضور» در «کعبه و وسط نهار». این تقابل، درواقع، وصفِ سیر از ظن به یقین، از ابهام به وضوح، و از سرگردانی به استقرار است؛ چیزی که در مکتب مولانا ارزش محوری دارد. «تحری» در شب تاریک اشاره به جست‌وجویی دارد که هنوز راهبرِ روشنی ندارد، گویی که انسان در ظلمتِ جهل یا تردید به دنبال حقیقت می‌گردد. این همان حالِ «ظلمت‌پرست» است که هنوز به روشنایی معرفت دست نیافته. این حالتِ طبیعیِ آغازِ هر سالکی است، که با ابزارهای ناکافی و در فضایی غبارآلود به حقیقت می‌نگرد. این تحری می‌تواند به معنای کوشش برای یافتن قبله در تاریکی باشد، زمانی که نشانه‌ای از آن در دست نیست و تنها با حدس و گمان راهی می‌جویند.

در مقابل، «حضور کعبه و وسط نهار» نشان‌دهندهٔ مقامِ وصول و یقین است. کعبه نماد وضوحِ قبله، تجلیگاه حضورِ معشوق و نقطهٔ مرکزیِ همه‌سوگشاییِ دل‌هاست. «وسط نهار» نیز نمادِ کمالِ روشنایی، بی‌هیچ شبهه و ابهامی. این حضور، آن منزلگاهی است که سرگردانیِ «تحری» را پایان می‌بخشد. اینجا دیگر نه حدسی در کار است و نه ابهامی در طریق؛ بلکه خودِ حقیقت، آشکار و بی‌پرده، رخ نموده است.

این حرکت از تحری به حضور، بی‌شک به دست پیر و راهنما میسر می‌شود. مولانا تاکید می‌کند که «غیر پیر استاد و سرلشکر مباد... هر ظلمت‌پرستی همین که زیر دست پیر شد... یک مرتبه این ظلمت‌پرست روشنایی را می‌بیند.» پیر، همان «نردبان آسمان» است که سالک را از «راه اسیر» (راه خودسری و تنهایی) به «راه روحانی» می‌برد. این خودسری و اعتماد به ابزارهای ظاهری، همانند سفر نمرود با کرکس‌ها به آسمان است؛ کوششی که بی‌هدف و بی‌ثمر می‌ماند، زیرا حقیقت را در جایگاه خود نمی‌جوید. «گفتش ابراهیم ای مرد سفر / کرکست من باشم اینت خوبتر»، این سخن ابراهیم به نمرود، عین تعلیم مولاناست: پیر، «کرکس» حقیقی توست که می‌تواند تو را در این سفر روحانی به مقصد برساند.

آن خطای نمرود که به دنبال خدا در آسمان می‌گشت، درواقع، همان مغالطهٔ جست‌وجوی حقیقت در جایگاه نامناسب یا با ابزار نامناسب است. درست مانند داستان ملا نصرالدین که پول خود را در خانه گم کرده بود، اما در کوچه به دنبالش می‌گشت، زیرا آنجا نور بود. تحری در لیل تار، گاهی می‌تواند این‌گونه باشد: تلاش در جایی که نور هست، نه جایی که گم‌شدهٔ اصلی ما قرار دارد. حضورِ کعبه در وسط نهار، نقطهٔ مقابل این مغالطه است؛ حقیقت آنجا حضور دارد که تجلی و نورانیت آن کامل است، و راهنما به ما نشان می‌دهد که آن نقطه کجاست.

این بیت نه‌تنها یک توصیف از سیر و سلوک عرفانی است، بلکه دعوتی است به ترکِ «اغتراب» (از خود بیگانگی) و «خودسری» و تسلیم شدن در برابر راهبران راه، تا از لیل تار تحری به نهارِ حضور برسیم. این حرکت، نه‌تنها از طریق عقل تاجرصفت یا ابزارهای مادی، بلکه از راهِ دل و با تسلیم محض میسر می‌شود. این یک سفر از «ظلمت‌پرستی» به «روشنایی‌بینی» است، سفری که جز با دستگیری پیرِ رشاد ممکن نیست.

نکات کلیدی

  • سیر از «تحری در لیل تار» به «حضور کعبه و وسط نهار»، نماد حرکت از ابهام به یقین است.
  • تحری در تاریکی نشانه‌ای از جست‌وجوی فردی بدون راهنمایی واضح است که اغلب به سرگردانی می‌انجامد.
  • حضور در کعبه در روشنایی روز، نماد وضوح کامل، جهت‌یابی درست و رسیدن به مقصد معنوی است.
  • نقش پیر و راهنما در گذار از تاریکی به روشنایی و از تحری به حضور، حیاتی و ضروری است.
  • جست‌وجوی حقیقت با ابزارهای ظاهری و خودسری (مانند نمرود) به سرانجام نمی‌رسد؛ راه، راه دل است نه آسمان.
  • این بیت دعوتی است برای رهایی از خودبیگانگی و تسلیم شدن به هدایتگری که راه را روشن می‌سازد.

Sources: d6-s92 · 17:33:14 d6-s92 · 19:30:38 d6-s92 · 28:38:48

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。