閱讀 卷 6 他們在中國皇城潛伏一段時間後,長兄變得焦躁不安,說:‘我走了,永別了!我將自己獻給國王。然而,一步就能到達我的目標,要麼我的頭顱,如同心臟般,將被拋在那裡。’兄弟們的勸告對他毫無益處。‘啊,責備戀人的人啊,讓那些被上帝引入迷途的人吧,你如何能引導他們?’等等。 詩聯 4142

M6:4142 — آن چه گوید آن فلاطون زمان / هین هوا بگذار و رو بر وفق آن

آن چه گوید آن فلاطون زمانهین هوا بگذار و رو بر وفق آن
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:4142

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنچه آن فلاطون زمان (یعنی آن حکیمِ راه دیده) می‌گوید، گوش کن؛ هان، میل و هوای نفس را رها کن و مطابق آن سخن پیش برو. معنا: بیت بر ضرورت پیروی از راهنمای معنوی (فلاطون زمان) و ترک خواسته‌های نفسانی برای رسیدن به مقصد تأکید دارد.

شرح

اجازه دهید ابتدا بر واژهٔ «فلاطون زمان» تأکید کنم. مولانا در اینجا بلافاصله آن را به «اون عاقل» تعبیر می‌کند، که منظورش همان «استاد» یا «پیر» طریق است که در سلوک معنوی ضرورتش اجتناب‌ناپذیر است؛ همان‌طور که خود مولانا می‌فرماید: «غیر پیر استاد و سرلشکر مباد». این پیر، نه پیر سن و سال، که پیر پختگی و رسیدگی در طریق است؛ کسی که راه را رفته و مقصود را دریافته است. مولانا در اینجا عقل جزوی ما را با کرکس‌های نمرود مقایسه می‌کند. نمرود بر تختی نشسته بود و چهار کرکس را به آن بسته بود تا او را به آسمان و به دیدار خدای ابراهیم ببرند، اما کرکس‌ها در نیمه‌راه بالشان می‌شکست و فرو می‌افتادند. عقل جزوی ما نیز چنین است؛ در هوس رسیدن به حق، از نیمه‌راه باز می‌ماند. از همین روست که مولانا هشدار می‌دهد: «ترک کرکس کن که من باشم کست / یک پر من بهتر از صد کرکست». یعنی راهبر و استاد، بال‌های قوی‌تری دارد که ما را به مقصد می‌رساند. همین نکته را مولانا در قصهٔ تاجر شهری و کاسب روستایی تأکید می‌کند. تاجر شهری که قصد خانهٔ روستایی را داشت، چون راه بلد نبود، راه دو روزه برایش چند ماهه شد و در بیابان گم گشت. «هر که در ره بی‌قلاووزی رود / یک دو روزه راه یک ساله شود». عمر کوتاه ما اگر بدون راهنما و استاد بگذرد، ای بسا که به مقصد نرسیم. بنابراین، باید «فلاطون زمان» خود را یافت و راهبری او را پذیرفت. اما شرط این پیروی چیست؟ «هین هوا بگذار و رو بر وفق آن». «هوا» در اینجا به معنای تمایلات نفسانی، آرزوهای شخصی و خودمحوری است. این همان «ریسک‌پذیری» یا «خطر کردن عاشقانه» است که در جای دیگر به آن اشاره کرده‌ام. عاشق برای رسیدن به معشوق، گران‌بهاترین متاع خود، یعنی جان، آبرو، سلامت و حتی عقل جزوی خود را قربانی می‌کند. این ترک هوا و پا گذاشتن در راه پرخطر، عین ریسک‌پذیری عاشقانه است. باید تمام آنچه را که از خود می‌شناسیم و به آن می‌چسبیم، رها کنیم تا بال راهنما ما را با خود ببرد. اینجاست که تسلیم و انقیاد در برابر «فلاطون زمان» معنا پیدا می‌کند و تنها از طریق این تسلیم است که می‌توان به وصال حقیقی دست یافت و از «مردارم و کرکس نیم» شدن رهایی یافت.

نکات کلیدی

  • «فلاطون زمان» نمادی از استاد یا پیر معنوی است که راهبر سالک است.
  • عقل جزوی انسان، مانند کرکس‌های نمرود، در رسیدن به حق ناتوان و بال‌شکسته است.
  • پیروی از استاد طریق، بالی قوی‌تر برای پرواز به سوی مقصد معنوی فراهم می‌کند.
  • ترک «هوا» (میل و هوای نفس) شرط اساسی پذیرش راهبری استاد است.
  • سلوک معنوی بدون راهنما، راهی طولانی و پرخطر است که به مقصد نمی‌رسد.
  • خطر کردن عاشقانه و قربانی کردن خواسته‌های نفسانی، لازمهٔ تسلیم در برابر «فلاطون زمان» است.

Sources: d6-s93 · 16:29:00 d6-s93 · 18:24:00 d6-s93 · 19:43:00

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。