閱讀 卷 6 埃米爾們以宿命論的詭辯反駁,國王回答他們 詩聯 418

M6:418 — در چه کردی جهد کان وا تو نگشت / تو چه کاریدی که نامد ریع کشت

در چه کردی جهد کان وا تو نگشتتو چه کاریدی که نامد ریع کشت
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:418

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو کجا تلاشی کردی که نتیجه‌اش به تو بازنگشت؟ چه چیزی را کِشتی کردی که محصولش به عمل نیامد؟ معنا: این بیت با لحنی پرسش‌گرانه و قاطع بیان می‌کند که هر کوشش و فعالیتی، نیک یا بد، بی‌درنگ و بدون تردید نتیجه‌ای مستقیم برای انجام‌دهندهٔ آن دارد و هیچ عملی بدون پیامد نخواهد بود.

شرح

این بیت کلیدی، در دفتری متأخر از مثنوی، یعنی دفتر ششم، جای گرفته و اوج دیدگاه مولانا را دربارهٔ مسئلهٔ پرمناقشهٔ اختیار و جبر به نمایش می‌گذارد. مولانا در این دوره از حیات فکری خود، آشکارا بر کفهٔ اختیار سنگینی می‌کند و بر نقش بی‌بدیل انسان در رقم‌زدن سرنوشت خویش تأکید می‌ورزد. این سخن، پاسخی است صریح به کسانی که اعمال خود را بر قضا و قدر یا بخت و شانس حواله می‌دهند.

من بارها گفته‌ام که مولانا، در مقایسه با ابلیس که گناه خود را به اغوای الهی نسبت داد و گفت: «اغویتنی»، شیوهٔ آدم را ارج می‌نهد که با ندامت گفت: «انا ظلمنا نفسنا» (ما بر خود ستم کردیم). این تفاوت بنیادین در رویکرد به مسئولیت، جوهر اختیار را هویدا می‌سازد. مولانا صراحتاً می‌فرماید که هم «قضا حق است و جهد بنده حق»؛ یعنی هم تقدیر الهی وجود دارد و هم تلاش و کوشش انسان، و باید هر دو را با دو چشم نگریست، نه چون ابلیس «یک‌چشمی» (اعور) عمل کرد.

یکی از قوی‌ترین دلایل مولانا برای اثبات اختیار، پدیده‌ای به نام «تردد» یا همان تردید و دودلی است. انسان در مواجهه با دو یا چند راه، دچار تردید می‌شود که کدام را برگزیند. این تردد، نشانهٔ بارز وجود «قدرت» و «اختیار» است. شما در مورد کاری که نمی‌توانید انجام دهید، هرگز دچار تردید نمی‌شوید؛ مثلاً کسی نمی‌پرسد که «بالا بپرم یا به قعر دریا روم؟» زیرا می‌داند هیچ‌یک از اینها در توان او نیست. تردید فقط در ساحت کارهای ممکن و اختیاری رخ می‌دهد، و این خود گواه روشن قدرت انتخاب ماست.

بیت مورد بحث، همین منطق را با مثال‌هایی از زندگی روزمره تقویت می‌کند. «در چه کردی جهد کان وا تو نگشت؟ تو چه کاریدی که نامد ریع کشت؟» اینها پرسش‌های رتوریک و تأکیدی هستند که پاسخشان در ذاتشان نهفته است: «هیچ!» یعنی هیچ تلاشی نیست که نتیجه‌ای برای تو نداشته باشد و هیچ کِشتی نیست که محصولی به بار نیاورد. عمل انسان، مانند فرزندی است که از جان و تن او زاده می‌شود و «همچو فرزندت بگیرد دامنت». این همان چیزی است که من آن را «جزای ذاتی اعمال» می‌نامم؛ نتیجهٔ هر فعل، نه پاداشی قراردادی و از بیرون، بلکه ثمره‌ای است که از ذات خود آن فعل برمی‌خیزد.

بدین ترتیب، مولانا، اندیشیدن به «بخت» و «شانس» را عملی زیان‌بار می‌داند که چشم انسان را «احول» (لوچ) می‌کند و او را «کاهل» و تنبل می‌سازد. او جوانمردان را فرامی‌خواند که «متهم کن نفس خود را ای فتا / متهم کم کن جزای عدل را»؛ یعنی همواره نفس خود را مسئول اعمالش بدانند و از سرزنش عدل الهی یا حواله‌کردن گناه به دیگران دست بردارند. پشیمانی و توبه، که خود تجلی اختیار است، از همین دیدگاه نشأت می‌گیرد؛ چراکه اگر انسان مختار نبود، توبه و استغفار بی‌معنا می‌شد. انکار اختیار، به معنای انکار «خویشتن» است؛ اگر ما فاعلی مختار نباشیم، پس «من»ی در میان نیست و ما فقط گذرگاهی برای عوامل بیرونی بوده‌ایم. اما مولانا می‌گوید که «اثبات خود، اثبات اختیار است.»

نکات کلیدی

  • مولانا در دفتر ششم مثنوی، قاطعانه بر اختیار انسان و مسئولیت او در قبال اعمالش تأکید می‌کند.
  • تردید و دودلی در انتخاب بین گزینه‌ها، از قوی‌ترین نشانه‌های وجود ارادهٔ آزاد در انسان است.
  • هر کوشش و هر عملی، بی‌گمان و بی‌تأخیر، نتیجه‌ای مستقیم و متناسب برای انجام‌دهندهٔ آن در پی دارد.
  • برخلاف ابلیس، انسان باید مسئولیت اعمال خود را بپذیرد و نفس خود را متهم بداند، نه بخت و قضا را.
  • «جزای ذاتی اعمال» به این معناست که پیامد هر عمل، از درون خود آن عمل برمی‌خیزد، نه از یک داوری بیرونی.
  • انکار اختیار به مثابه انکار «خویشتن» است؛ زیرا با پذیرش «خود»، سهمی در فاعلیت و مسئولیت می‌پذیریم.

Sources: d6-s10 · 00:28:38 d6-s10 · 00:30:19 d6-s10 · 00:33:00 d6-s10 · 00:35:06 d6-s10 · 00:38:00 d6-s10 · 00:41:00

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。