閱讀 卷 6 那人歡欣鼓舞,如願以償地歸來,感謝上帝,跪拜,對上帝奇妙的指示和其詮釋以任何理性或理解都無法企及的方式顯現感到驚訝。 詩聯 4348

M6:4348 — طعن چون می‌آمد از هر ناشناخت / معجزه می‌داد حق و می‌نواخت

طعن چون می‌آمد از هر ناشناختمعجزه می‌داد حق و می‌نواخت
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:4348

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون از هر ناشناسی طعن و سرزنش می‌رسید، خداوند معجزه می‌داد و پیامبرانش را می‌نواخت. معنا: این بیت بیان می‌کند که در برابر حملات و بدگویی‌های دشمنان، خداوند معجزات را آشکار می‌ساخت تا پیامبران خود را مورد لطف و اکرام قرار دهد.

شرح

این بیت، به صراحت، یکی از اسرار بزرگ الطاف الهی را فاش می‌کند؛ «لطف خفی» که مولانا در جای‌جای مثنوی بر آن تأکید دارد. منکران، پیامبران را با طعن و لعن خود می‌آزردند و به گمان خود، قصد ذلیل کردن و خوار ساختن آنان را داشتند، اما ارادهٔ الهی بر چیزی جز این قرار گرفته بود. خداوند، در دل این طعن‌ها و انکارها، معجزه را ظاهر می‌ساخت. این معجزات، نه فقط برای ابطال سخن دشمنان، بلکه برای نواختن و اکرام انبیاء بود؛ یک «خلعت» الهی در مواجهه با «ذل» بشری.

مسیر این لطف گاهی چنان پنهان است که ظاهر امر کاملاً برعکس آنچه در باطن می‌گذرد، می‌نماید. چه بسیار اوقات که ظلالت، مقدمهٔ هدایت می‌شود و کژروی‌ها به محصول احسان و خیر می‌انجامند. این نکته برای ما حاوی پیامی عمیق است: هیچ نیکوکاری نباید خود را از لغزش ایمن بداند («هیچ محسن بی‌وجا»)، و هیچ گناه‌کاری نباید از رحمت خدا ناامید شود («هیچ خائن بی‌رجا»). خداوند «مکار» است، نه به معنای فریب‌کار، بلکه به معنای تدبیرکنندهٔ پنهان که از جایی که گمان نمی‌بریم، اسباب را می‌چیند؛ اوست که «اندرون زهر، تریاق آن حفی کرد». درست مانند واکسیناسیون، پادزهر گاهی از دل خود زهر برمی‌خیزد.

مولانا پا را فراتر می‌گذارد و می‌گوید گاهی در گناهان نیز مغفرت حق نهفته است. این باور که گناهکاران «مستحق کرامت» هستند، با روایت پیامبر اکرم (ص) هم‌خوانی دارد که فرمودند: اگر گناه نمی‌کردید، به چیزی بدتر از گناه، یعنی «عجب» و خودپسندی، دچار می‌شدید. توبه، از این منظر، صرفاً بازگشت به نقطهٔ صفر نیست، بلکه خود «معراجی» است که فرد را از مرتبه‌ای بالاتر از پیش، به پرواز درمی‌آورد. همان‌طور که در قرآن کریم آمده، سیئات به حسنات تبدیل می‌شوند، یعنی خداوند گناهان را نمی‌زداید، بلکه به فضیلت‌هایی بدل می‌کند که بدون آن گناهان هرگز به دست نمی‌آمدند. این یک «مکرمت» است که در گناه نهفته است و به نیکوکاری محض ارزانی نمی‌شود.

از دیدگاه مولانا، هدف اصلی معجزات، ابتدائاً تأیید صدق پیامبران نبود، بلکه «قهر دشمنان» و «بستن دهان منکران» بود. پیامبران حرفشان معجزه بود، یعنی کلامشان دلنشین و فطری بود که با دل‌ها سخن می‌گفت. اما وقتی دشمنان از سر انکار، به طعن و تمسخر برمی‌خاستند، آنگاه خداوند برای سرکوب این خصومت‌ها معجزات را نازل می‌فرمود. این درست مانند قاضی‌ای است که وقتی متهم انکار می‌کند، گواه می‌طلبد و معجزات «همچون گواه آمد زکی» بودند. بنابراین، هر ناشناختی که طعن می‌زد، به جای آنکه پیامبر را ذلیل کند، ناخواسته موجب عزت و ظهور معجزات می‌شد. قصدشان «ذل دین» بود، اما «عین ذل، عز رسولان آمده»؛ پدیده‌ای شگفت‌انگیز از الطاف خفیهٔ الهی.

نکات کلیدی

  • لطف خفی الهی، شر و خطا را به خیر و صواب مبدل می‌کند.
  • گمان بد منکران در ذلیل‌کردن پیامبران، ناخواسته موجب عزت آنان و ظهور معجزات شد.
  • هیچ نیکوکاری از لغزش ایمن نیست و هیچ گناهکاری از رحمت الهی ناامید نباید بود.
  • گناهی که به توبه حقیقی بینجامد، نه تنها پاک می‌شود بلکه به کرامتی بالاتر از عدم گناه تبدیل می‌گردد.
  • هدف اصلی معجزات، سرکوب دشمنی و بستن دهان منکران بود، نه صرفاً اثبات صدق پیامبران.

Sources: d6-s96 · 23:16:30 d6-s96 · 22:00:00

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。