閱讀 卷 6 獵人的故事,他將自己纏繞在草叢中,並將一把花草像帽子一樣戴在頭上,好讓鳥兒以為他是草。那隻聰明的鳥兒嗅出了一點不對勁,說這是人,我從未見過這種形狀的草,但牠並未完全識破,被他的計謀迷惑了,因為在第一次察覺時,牠沒有確鑿的證據;在第二次察覺詭計時,牠有確鑿的證據,那就是貪婪和欲望,尤其是在極度貧困和匱乏的時候。先知(願主福安之)說:貧窮幾乎就是不信 詩聯 441

M6:441 — زهد و تقوی را گزیدم دین و کیش / زانک می‌دیدم اجل را پیش خویش

زهد و تقوی را گزیدم دین و کیشزانک می‌دیدم اجل را پیش خویش
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:441

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: زهد و پرهیزگاری را آیین و مرام خود برگزیدم، زیرا مرگ را پیوسته در پیش روی خویش می‌دیدم. معنا: این بیت، گفتار صیاد فریبکار است که ادعا می‌کند به دلیل آگاهی از نزدیکی مرگ، راه زهد و تقوا را پیش گرفته تا پرنده را بفریبد.

شرح

این بیت، سخن مولوی نیست، بلکه گفتار صیاد فریبکاری است که در داستان مرغ و صیاد دفتر ششم مثنوی، برای گول زدن مرغ آن را بر زبان می‌آورد. این نکته‌ای کلیدی است؛ چرا که مولوی، در جای جای مثنوی، ناقد بصیر ریا و زهدِ ظاهری است و این بیت، نمونه‌ای از زهد فریبکارانه است. صیاد با پوشیدن لباس گیاهان و گُل و لاله، خود را گیاه‌خوار و منقطع از دنیا معرفی می‌کند تا اعتماد مرغ را جلب کند. استدلال او برای زهد، دیدن مرگ همسایگان و رها کردن کسب و کار است، اما این زهد از طمع و آز تهی نیست.

من پیشتر بارها گفته‌ام که مولوی خود یکی از بزرگترین منتقدان تصوف خانقاهی و زهد صوری است. این سخن صیاد، با فقر حقیقی که مورد تأیید مولوی است تفاوت ماهوی دارد. پیامبر فرمود: «کاد الفقر ان یکون کفراً»؛ فقر (معیشتی) آدمی را به کفر نزدیک می‌کند. از این روایت می‌توان دریافت که حداقل معیشت برای سلامت روح و دوری از طمع، برای آنکه حقیقت را وارونه نبینیم و فریبکاران ما را نفریبند، ضروری است. این همان نکته‌ای است که سعدی نیز در گلستان، در جدال با مدعی در بیان توانگری، با بیانی شیوا و رسا مطرح می‌کند. سعدی به درویشی که توانگران را ذم می‌کرد، می‌گوید تو که دو رکعت نمازت را هم با پشیمانی و گرسنگی می‌خوانی و دغدغه فردای فرزندانت را داری، چگونه می‌توانی مانند توانگران نذر و وقف و مهمانی و زکات داشته باشی؟ این نشان می‌دهد که هم سعدی و هم مولوی، بر این باور بودند که زهد حقیقی با فقرِ معیشتیِ همراه با طمع و نگرانی از آینده، منافات دارد.

مولوی در داستان صوفی‌ای که خرش را در خانقاه خوردند، نیز به نقد اینگونه فقر و طمع می‌پردازد. او می‌گوید: «دیر یابد صوفی آز از روزگار / زان سبب صوفی بود بسیارخوار.» این صوفیان از آنجا که دیر به غذا می‌رسند، آز و طمع در وجودشان ریشه دوانده و پرخور می‌شوند. تنها صوفی‌ای که «از قوت حق سیر خورده»، فارغ از طعن و دق و آز است. اما مولوی خود تصریح می‌کند که از هزاران تن، یکی از این صوفیان حقیقی است و بقیه در دولت او می‌زیند. این همه نقد، نشان می‌دهد که مولوی هرگز مروّج زهد به معنای دنیاگریزی ظاهری و فقر همراه با طمع نبوده است. او منتقد قاطع آفت‌های تصوف خانقاهی است. پس این بیت صیاد، تصویری وارونه و فریبنده از زهد را ارائه می‌دهد؛ زهدی که نه از سرِ بیداریِ دل، بلکه از سرِ حرص و طمع است، اگرچه به ظاهر جامه تقوا بر تن کرده باشد.

نکات کلیدی

  • این بیت، گفتار صیادی فریبکار است و نشان‌دهندهٔ زهد کاذب.
  • مولوی، ناقد زهدِ ظاهری و ریاکارانه است که از طمع برمی‌خیزد.
  • فقرِ معیشتی، اگر با طمع و آز همراه باشد، می‌تواند منجر به کفر شود.
  • مولوی و سعدی هر دو بر اهمیت تأمین حداقل معیشت برای سلامت روحی تأکید دارند.
  • زهد حقیقی از بیداری دل است، نه از تظاهر و فریب.

Sources: d6-s10 · 00:48:27 d6-s10 · 00:56:22 d6-s10 · 01:00:21

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。