閱讀 卷 6 那個人被小偷偷走了公羊,他們還不滿足,又用計謀偷走了他的衣服的故事 詩聯 474

M6:474 — جامه‌ها بر کند و اندر چاه رفت / جامه‌ها را برد هم آن دزد تفت

جامه‌ها بر کند و اندر چاه رفتجامه‌ها را برد هم آن دزد تفت
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:474

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او جامه‌هایش را از تن برکند و به درون چاه رفت؛ همان دزد حریص و تیزپا جامه‌های او را نیز با خود برد. معنا: این بیت روایت حکایت مردی ساده‌لوح است که پس از از دست دادن قوچ خود به دزد، با طمع‌ورزی بیشتر، فریب همان دزد را می‌خورد و باقی‌ماندهٔ دارایی‌اش (جامه‌هایش) را نیز از دست می‌دهد؛ نمادی از غفلت و طمعی که فرصت توبه را می‌ستاند.

شرح

این بیت در ادامهٔ سخن مولوی دربارهٔ «مرکب توبه» و نقش آن در بازیابی آنچه دزدانِ عمر و غفلت از ما ربوده‌اند، می‌آید. مولوی، و من نیز به تأسی از او، توبه را یک «فعل درجه دوم» می‌دانم؛ فعلی که انسان در آن، دربارهٔ فعلی دیگر از خویشتن داوری می‌کند. این قابلیتِ بی‌نظیر، تنها در وجود آدمی یافت می‌شود، زیرا هیچ جانوری را تابِ عصیان علیه خویشتن، ندامت از عمل گذشته، یا شرمندگی وجود ندارد. توبه، تولدی تازه است، ارتقایی روح‌بخش که آدمی را از پستی به عرش می‌رساند، همچون سنگ کیمیا که خاک را طلا می‌کند، و به تعبیر قرآن «ان الحسنات یذهبن السیئات». هرچه سیئات آدمی بیشتر باشد و توبهٔ راستین نصیبش گردد، گویی «طلای بیشتری» به دست می‌آورد.

اما داستان این بیت به ما می‌آموزد که دزدی هست که نه تنها سرمایه‌های ما را می‌رباید، بلکه می‌کوشد «مرکب توبه» را نیز بدزدد. این دزدی چگونه اتفاق می‌افتد؟ مولانا با حکایتی این مکانیزم را روشن می‌کند: مردی که قوچش را دزدیده بودند، دزد را بر سر چاهی می‌بیند که فغان می‌کند کیسه زرش به چاه افتاده است. دزد به او پیشنهاد می‌دهد که اگر همیان زر را از چاه بیرون کشد، یک‌پنجم آن را به او می‌دهد. مرد ابله، به طمع پانصد درهم، جامه‌های خود را برمی‌کند و به چاه می‌رود. دزد نیز جامه‌های او را برمی‌گیرد و می‌رود.

این حکایت، رمزی است از غفلت و طمعی که آدمی را به جای جبران خطا، به ارتکاب خطای بزرگ‌تر سوق می‌دهد. دزدِ حقیقی، اینجا نه فقط دزدِ قوچ است، بلکه دزدِ فرصتِ توبه است. وقتی گناهان و خطاهای آدمی چنان عظیم و حجیم می‌شوند که جرئت اعتراف به آن‌ها را از دست می‌دهد، در حقیقت «مرکب توبه»اش به سرقت رفته است. کسی که توان اقرار به خطا را نداشته باشد، نمی‌تواند راه ندامت و توبه را نیز بپیماید. او به جای آنکه از دزد اولیه، مالِ از دست رفتهٔ خویش را بازپس ستاند، با طمعی نابجا، باقی‌ماندهٔ هستی و آبروی خویش (جامه‌ها) را نیز از کف می‌دهد.

مولوی این نکته را با حکمی کلی تکمیل می‌کند: «حازمی باید که ره تا ده برد / حزم نبود، طمع طاعون آورد». حزم و دوراندیشی است که انسان را از طاعون طمع می‌رهاند. این دزد «فتنه‌سیرتی» است که مکرش جز خدا کس نداند. راه گریز از مکر این دزد، پناه بردن به عنایت حق و رهایی از دغلکاری اوست. پس، این بیت نه فقط حکایتی طنزآمیز، که درسی عمیق در باب مکانیزم‌های از دست رفتن فرصت‌های معنوی به واسطهٔ غفلت و طمع است.

نکات کلیدی

  • توبه فعلی درجه دوم و منحصربه‌فرد برای انسان است؛ نشان بلوغ روحی که حیوانات فاقد آنند.
  • دزد حقیقی نه فقط سرمایه‌های مادی، بلکه فرصت توبه و ندامت از گناهان را نیز می‌رباید.
  • غفلت و طمع، انسان را به جای جبران خطا، به ارتکاب خطای بزرگ‌تر و از دست دادن باقی‌ماندهٔ حیثیت می‌کشاند.
  • افزایش گناهان می‌تواند ظرفیت اعتراف و توبه را از بین ببرد و راه بازگشت را مسدود کند.
  • حزم و دوراندیشی در برابر طمع، انسان را از آفات مهلک نجات می‌دهد، در غیر این صورت طمع مانند طاعون عمل می‌کند.
  • مولوی قدرت توبه را همچون کیمیا می‌بیند که بدی‌ها را به نیکی تبدیل می‌کند و از پستی به عرش می‌رساند.

Sources: d6-s11 · 01:28:59 d6-s11 · 01:32:28

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。