閱讀 卷 6 守夜人的故事,他保持沉默,直到小偷將商人的全部行李偷走,然後才大聲喊叫,履行守夜的職責 詩聯 550

M6:550 — آن زمان از ترس بستم من دهان / این زمان هیهای و فریاد و فغان

آن زمان از ترس بستم من دهاناین زمان هیهای و فریاد و فغان
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:550

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن هنگام که دزدان می‌آمدند، از ترس دهانم را بستم. اکنون که کار از کار گذشته، های‌وهوی و فریاد و فغان می‌کنم. معنا: این بیت به بی‌عملیِ پاسبانی اشاره دارد که در زمان خطر به دلیل ترس خاموش ماند و پس از رفتن دزدان و از دست رفتن اموال، شروع به جار و جنجال و ناله کرد.

شرح

این بیت، چکیده‌ای از حکایت آموزنده‌ی مولاناست دربارهٔ پاسبان بی‌خبری که به وظیفه‌ی خود عمل نکرد و سرنوشت کاروان را به خطر انداخت. ماجرا از این قرار است که پاسبانی برای حراست از کاروانی در شب گماشته می‌شود. دزدان می‌آیند، اما پاسبان از ترس، دهان می‌بندد و هیچ‌کس را خبر نمی‌کند. رخت و اثاثیهٔ کاروان غارت می‌شود و دزدان می‌روند. صبح که کاروانیان بیدار می‌شوند و اموال خود را از دست رفته می‌بینند، پاسبان به جای شرمساری، شروع به های‌وهو و چوبک زدن می‌کند و وانمود می‌کند که در حال انجام وظیفه است. کاروانیان از او می‌پرسند که چرا در زمان خطر خاموش ماند؟ پاسبان پاسخ می‌دهد: «آن زمان از ترس بستم من دهان / این زمان هیهای و فریاد و فغان.» یعنی آن زمان که حضور دزدان بود و شمشیر بر گردن من نهادند، از ترس سکوت کردم. اکنون که خطر رفع شده، هرچه بخواهید فریاد می‌زنم.

مولانا از این حکایت برای گوشزد کردنِ یک حقیقت بنیادین بهره می‌برد: درماندگی و ندامت پس از وقوع حادثه چه فایده‌ای دارد؟ «بعد درماندن چه افسوس و چه آه / پیش از آن بایست این دود سیاه.» باید پیش از آنکه دانه بر تو فخ (دام) شود، «گرمی حرصت تو همچون یخ شود.» این همان ضرب‌المثل مشهور است که «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.» یا آن ضرب‌المثل عربی که می‌گوید «قبل هدم البصرة و الموصلی» یعنی پیش از آنکه کار از کار بگذرد و بصره و موصل ویران شود، باید تدبیر کرد.

من اصرار دارم که این بیت نه تنها بر اهمیت کنش به‌هنگام تأکید دارد، بلکه بر لزوم بیداری و هشیاری پیش از حملهٔ «دیو هوس و حرص» نیز اشاره می‌کند. سکوت از سر ترس در لحظه‌ی حساس و فریادِ بی‌فایده پس از آن، تصویری از غفلت و تعلل آدمی در برابر خطرات روحی و معنوی است. پاسبان، مَثَلِ نفس غافل آدمی است که در برابر غارتگران معنویِ همچون حرص و شهوت، به جای مقاومت و فریاد، سکوت می‌کند و پس از آنکه گوهرهای وجودش به تاراج رفت، به فغان می‌آید.

اما مولانا همیشه دریچه‌ای از امید را باز می‌گذارد. او می‌گوید: «گرچه باشد بی‌نمک اکنون حنین / هست غفلت بی‌نمک‌تر زان یقین.» یعنی اگرچه این ناله و گریه‌ی پس از غارت، شاید «بی‌نمک» باشد و اثر چندانی در بازگرداندن اموال نداشته باشد، اما بدانید که «غفلت» و بی‌خبری مطلق، بی‌نمک‌تر و زیان‌بارتر از آن است. حتی یک ناله‌ی دیرهنگام نیز نشانه‌ای از بیداری است، نشانه‌ای از اینکه هنوز دلی هست که متوجه فقدان شده است. پس حتی در این حالت نیز نباید از درگاه حق ناامید شد، چرا که خداوند «قادری» است که «بی‌گاه باشد یا به گاه» از بندگانش چیزی فوت نمی‌شود. یعنی چه به موقع به درگاهش روی آوریم و چه دیر، او قادر است که به ما نظر کند و نقصان را جبران سازد. این درس بزرگی است که حتی در ناامیدکننده‌ترین شرایط نیز راه توبه و بازگشت به کلی مسدود نیست، هرچند که زمان طلایی عمل از دست رفته باشد.

نکات کلیدی

  • اقدام مؤثر در زمان مناسب ضروری است؛ پشیمانی پس از آن بی‌فایده است.
  • ترس می‌تواند باعث سکوت در لحظه حساس شود و فرصت عمل را از بین ببرد.
  • فریاد و غوغای پس از شکست، جبران‌کنندهٔ بی‌عملی و غفلت اولیه نیست.
  • حتی ناله‌ای دیرهنگام (هرچند «بی‌نمک») بهتر از بی‌خبری و غفلت مطلق است.
  • خداوند قادر است که تضرع‌های به‌وقت و بی‌گاه بندگانش را بپذیرد؛ لطف الهی فراتر از محدودیت‌های زمانی ماست.

Sources: d6-s12 · 00:35:25 d6-s12 · 02:05:04 d6-s12 · 02:45:48

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。