閱讀 卷 6 《堅定不移之書》的結尾 詩聯 93

M6:93 — زانک لا شرقیست و لا غربیست او / با منجم روز و شب حربیست او

زانک لا شرقیست و لا غربیست اوبا منجم روز و شب حربیست او
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:93

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: زیرا که او نه شرقی است و نه غربی است، / با ستاره‌شناس (منجم) روز و شب در جنگ است. معنا: این بیت، خداوند (یا نور الهی) را وصف می‌کند که فراتر از هرگونه محدودیت جغرافیایی و مادی است. از این رو، این حقیقت الهی پیوسته با کسانی که رویدادهای جهان را به تأثیرات محدود ستارگان نسبت می‌دهند، در نبرد است.

شرح

مولانا در این بیت به وضوح به نقد طبیعت‌گرایان و ستاره‌پرستان می‌پردازد، و برای این کار، ذات الهی را محور قرار می‌دهد. «او» در «لا شرقیست و لا غربیست او» بی‌شک به ذات خداوند یا نور الهی اشاره دارد؛ همان خورشید الهی که مولانا آن را سیف‌الله می‌نامد.

من پیش‌تر هم اشاره کرده‌ام که مولانا همیشه در پی رسیدن به سرچشمه‌هاست، یعنی غواصی در دریای معرفت و کنار زدن کف‌های ظاهری. در مورد خورشید هم، او می‌بیند که خورشید، اسیر و محدود شرق و غرب نیست، بلکه شرق و غرب از او نشئت می‌گیرند. این خورشیدِ مادی این‌چنین است، پس نور الهی به طریق اولی اینچنین خواهد بود. نور خدا به هیچ متن، هیچ جغرافیا، و هیچ افقی تعلق ندارد. تقسیم‌بندی‌های ما از طبیعت و ماورای طبیعت، در حق او صادق نیست؛ او فراتر از این قالب‌هاست. خدا روح نیست، روح خود یک موجود است و دارای صورت؛ در حالی که خداوند ورای قالب‌ها و بی‌صورت است. این جوهر معرفتی مولاناست که او را از هرگونه محدودیت برهاند.

اما چرا این ذات «با منجم روز و شب حربی‌ست او»؟ «منجم» در اینجا نمایندهٔ همان طبیعت‌گرایانی است که همهٔ حوادث و احوال زمین را به تأثیر کواکب و نجوم نسبت می‌دهند. این دیدگاه، در گذشته بسیار رایج بود و حتی در آثار متفکرانی چون کپلر هم ردپای آن دیده می‌شود. منجمان گمان می‌کردند که اجتماع خاص کواکب بر خون و اعصاب آدمیان تأثیر می‌گذارد و آنان را به شورش و انقلاب وامی‌دارد. مولانا، در مقام یک خداباور، این دیدگاه را سراسر ناصواب می‌داند. کسی که به یدالله و سیف‌الله اعتقاد دارد و خداوند را متصرف مطلق عالم می‌بیند، هرگز با منجمی که حوادث را به کواکب نسبت می‌دهد، سازش نمی‌کند.

این جنگ شبانه‌روزی، یادآور داستان حضرت ابراهیم در قرآن است. ابراهیم به کواکب، ماه و خورشید نگریست و وقتی دید همگی افول می‌کنند، گفت: «لا احب الآفلین». او افول‌کنندگان را دوست ندارد. همان‌طور که مرحوم علامه طباطبایی می‌فرمودند، ابراهیم نمی‌گفت که من منکر اینها هستم، بلکه می‌گفت من خورشیدی را می‌خواهم که همیشه بتابد و افول نکند. حافظ هم به همین نکته اشاره می‌کند که «لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست». مولانا نیز همین حقیقت را از ما می‌خواهد: روی خود را به کسی کنیم که آفریننده همهٔ افول‌کنندگان است و لطفش دائم است. منجمان قدیم، نه تنها نیایش‌هایی به درگاه کواکب داشتند، بلکه گاهی آنها را می‌پرستیدند و از روی فرومایگی و کوری، نجوم بی‌هدا را قبلهٔ خود کرده بودند. مولانا به شدت این «قبله کردن» به سوی آفریده‌ها را نکوهش می‌کند، چرا که در مکتب او، همهٔ هستی یکسره و بدون واسطه در دست خداوند است.

نکات کلیدی

  • ذات الهی فراتر از هرگونه مرز جغرافیایی، مادی و حتی متافیزیکی است؛ او نه شرقی است و نه غربی.
  • تقسیم‌بندی‌های انسان از هستی (طبیعت، ماوراءطبیعت، روح، جسم) در مورد خداوند صدق نمی‌کند؛ او مطلق و بی‌صورت است.
  • مولانا طبیعت‌گرایان و منجمانی که حوادث را به کواکب نسبت می‌دهند، باطل می‌شمارد و بر حاکمیت مطلق خداوند تأکید می‌کند.
  • پذیرش افول‌کنندگان و آفریده‌ها به عنوان عامل اصلی حوادث، نوعی کوری و فرومایگی معنوی است که با توحید افعالی مولانا در تضاد است.
  • این بیت نبرد دائمی دیدگاه توحیدی را با نگاه‌های تقلیل‌گرایانه و شرک‌آلود نشان می‌دهد.
  • جستجوی منبعی از نور و لطف که هرگز افول نمی‌کند، جوهر معرفت ابراهیمی و مولوی است.

Sources: d6-s03 · 00:30:53 d6-s03 · 00:33:00 d6-s03 · 00:35:40 d6-s03 · 00:38:26 d6-s03 · 00:42:35

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。