沙姆斯集› 抒情詩 1006› 詩節 9 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۰۰۶
- جان به سعادت بکشد نفس را تا به هم افتند سعید و شهید
G1006:9
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 عشق مرا بر همگان برگزید·آمد و مستانه رخم را گزید
- 2 شکر کز آن کان زر جعفری·روی مرا نادره گازی رسید
- 3 باد تکبر اگرم در سرست·هم ز دم اوست که در من دمید
- 4 کرد مرا خشم مه و بر رخم·گنبد نیلی سره نیلی کشید
- 5 باده فراوان و یکی جام نی·بوسه پیاپی شد و لب ناپدید
- 6 ای شب کفر از مه تو روز دین·گشته یزید از دم تو بایزید
- 7 گو سگ نفس این همه عالم بگیر·کی شود از سگ لب دریا پلید
- 8 قفل خداییش بسی خون که ریخت·خونش بریزیم چو آمد کلید
- 9 جان به سعادت بکشد نفس را·تا به هم افتند سعید و شهید
- 10 هیچ شکاری نرهد زان صیاد·کو ز سگیهای سگ تن رهید
- 11 ای خرف پیر جوان شو ز سر·تازه شد از یار هزاران قدید
- 12 وی بدن مرده برون آ ز گور·صور دمیدند ز عرش مجید
- 13 خامش و بشنو دهل خامشان·ایدک الله به عیش جدید
ganjoor: sh1006 · public domain