沙姆斯集› 抒情詩 1037› 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۰۳۷
- امروز عجب نیست اگر فاش نگردد آن عالم مستور به دستوری ستار
G1037:7
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 گیرم که بود میر تو را زر به خروار·رخساره چون زر ز کجا یابد زردار
- 2 از دلشده زار چو زاری بشنیدند·از خاک برآمد به تماشا گل و گلزار
- 3 هین جامه بکن زود در این حوض فرورو·تا بازرهی از سر و از غصه دستار
- 4 ما نیز چو تو منکر این غلغله بودیم·گشتیم به یک غمزه چنین سغبه دلدار
- 5 تا کی شکنی عاشق خود را تو ز غیرت·هل تا دو سه ناله بکند این دل بیمار
- 6 نی نی مهلش زانک از آن ناله زارش·نی خلق زمین ماند و نی چرخه دوار
- 7 امروز عجب نیست اگر فاش نگردد·آن عالم مستور به دستوری ستار
- 8 باز این دل دیوانه ز زنجیر برون جست·بدرید گریبان خود از عشق دگربار
- 9 خامش که اشارت ز شه عشق چنین است·کز صبر گلوی دل و جان گیر و بیفشار
ganjoor: sh1037 · public domain