沙姆斯集 抒情詩 1038 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۰۳۸

  1. زهی دریا که آگندی ز گوهر که هر قطره نمود انبار دیگر

G1038:5

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 به حسن تو نباشد یار دیگر·درآ ای ماه خوبان بار دیگر
  2. 2 مرا غیر تماشای جمالت·مبادا در دو عالم کار دیگر
  3. 3 بدزدیدی ز حسن تو یکی چیز·اگر بودی چو تو عیار دیگر
  4. 4 چو خورشید جمالت روی بنمود·ز هر ذره شنو اقرار دیگر
  5. 5 زهی دریا که آگندی ز گوهر·که هر قطره نمود انبار دیگر
  6. 6 به یک خانه دو بیمارند و عاشق·منم بیمار و دل بیمار دیگر
  7. 7 خدایا هر دو را تیمار کردی·ولیکن ماند آن تیمار دیگر
  8. 8 چه داند جان منکر این سخن را·که او را نیست آن دیدار دیگر
  9. 9 که منکر گفت سنایی خود همینست·سنایی گفت نی خروار دیگر
  10. 10 بدان خروار تو خروار منگر·گشا دو چشم عیسی وار دیگر

ganjoor: sh1038 · public domain