沙姆斯集› 抒情詩 1045› 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۰۴۵
- به جان تو که امروزم ببینی که صبرم نیست تا ایام دیگر
G1045:2
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 بگردان ساقیا آن جام دیگر·بده جان مرا آرام دیگر
- 2 به جان تو که امروزم ببینی·که صبرم نیست تا ایام دیگر
- 3 اگر یک ذره رحمت هست بر من·مکن تأخیر تا هنگام دیگر
- 4 خلاصم ده خلاصم ده خلاصی·که سخت افتادهام در دام دیگر
- 5 اگر امروز در بر من ببندی·درافتم هر دمی از بام دیگر
- 6 مرا در دست اندیشه بمسپار·که اندیشهست خون آشام دیگر
- 7 می خام ار نگردانی تو ساقی·مرا زحمت دهد صد خام دیگر
- 8 بگیر این دلق اگر چه وام دارم·گرو کن زود بستان وام دیگر
- 9 بنه نامم غلام دردنوشان·نمیخواهم خدایا نام دیگر
ganjoor: sh1045 · public domain