沙姆斯集 抒情詩 1077 詩節 10 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۰۷۷

  1. بی‌شمار حرف‌ها این نطق در دل بین که چیست ساده رنگی نیست شکلی آمده از اصل کار

G1077:10

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار·چون نگیرم خویش را من هر شبی اندر کنار
  2. 2 دوش باغ عشق بودم آن هوس بر سر دوید·مهر او از دیده برزد تا روان شد جویبار
  3. 3 هر گل خندان که رویید از لب آن جوی مهر·رسته بود از خار هستی جسته بود از ذوالفقار
  4. 4 هر درخت و هر گیاهی در چمن رقصان شده·لیک اندر چشم عامه بسته بود و برقرار
  5. 5 ناگهان اندررسید از یک طرف آن سرو ما·تا که بی‌خود گشت باغ و دست بر هم زد چنار
  6. 6 رو چو آتش می‌ چو آتش عشق آتش هر سه خوش·جان ز آتش‌های درهم پرفغان این الفرار
  7. 7 در جهان وحدت حق این عدد را گنج نیست·وین عدد هست از ضرورت در جهان پنج و چار
  8. 8 صد هزاران سیب شیرین بشمری در دست خویش·گر یکی خواهی که گردد جمله را در هم فشار
  9. 9 صد هزاران دانه انگور از حجاب پوست شد·چون نماند پوست ماند باده‌های شهریار
  10. 10 بی‌شمار حرف‌ها این نطق در دل بین که چیست·ساده رنگی نیست شکلی آمده از اصل کار
  11. 11 شمس تبریزی نشسته شاهوار و پیش او·شعر من صف‌ها زده چون بندگان اختیار

ganjoor: sh1077 · public domain