沙姆斯集 抒情詩 109 詩節 12 ← 上一節

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۰۹

  1. غلط خود تو بگویی با تو آن را چه تو بر توست بنگر این تماشا

G109:12

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 بکت عینی غداه البین دمعا·و اخری بالبکا بخلت علینا
  2. 2 فعاقبت التی بخلت علینا·بان غمضتها یوم التقینا
  3. 3 چه مرد آن عتابم‌، خیز یارا·بده آن جام مالامال صهبا
  4. 4 نرنجم ز آنچ مردم می‌برنجند·که پیشم جمله جان‌ها هست یکتا
  5. 5 اگر چه پوستینی بازگونه·بپوشیده‌ست این اجسام بر ما
  6. 6 تو را در پوستین من می‌شناسم·همان جان منی در پوست جانا
  7. 7 بدرم پوست را تو هم بدران·چرا سازیم با خود جنگ و هیجا
  8. 8 یکی جانیم در اجسام مفرق·اگر خُردیم اگر پیریم و برنا
  9. 9 چراغک‌هاست کآتش را جدا کرد·یکی اصل است ایشان را و منشا
  10. 10 یکی طبع و یکی رنگ و یکی خوی·که سرهاشان نباشد غیر پاها
  11. 11 در این تقریر برهان‌هاست در دل·به سر با تو بگویم یا به اخفا
  12. 12 غلط خود تو بگویی با تو آن را·چه تو بر توست بنگر این تماشا

ganjoor: sh109 · public domain