沙姆斯集 抒情詩 1102 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۱۰۲

  1. عیسیی که برگذشت او از اثیر با غم سرماش و یا گرما چه کار

G1102:7

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 عشق را با گفت و با ایما چه کار·روح را با صورت اسما چه کار
  2. 2 عاشقان گوی‌اند در چوگان یار·گوی را با دست و یا با پا چه کار
  3. 3 هر کجا چوگانش راند می‌رود·گوی را با پست و با بالا چه کار
  4. 4 آینه‌ست و مظهر روی بتان·با نکوسیماش و بدسیما چه کار
  5. 5 سوسمار از آب خوردن فارغست·مر ورا با چشمه و سقا چه کار
  6. 6 آن خیالی که ضمیر اوطان اوست·پاش را با مسکن و با جا چه کار
  7. 7 عیسیی که برگذشت او از اثیر·با غم سرماش و یا گرما چه کار
  8. 8 ای رسایل کشته با نادی غیب·رو تو را با گفت و با غوغا چه کار

ganjoor: sh1102 · public domain