沙姆斯集 抒情詩 1125 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۱۲۵

  1. عشق بود گلستان پرورش از وی ستان از شجره فقر شد باغ درون پرثمر

G1125:3

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر·چونک ببردی دلی باز مرانش ز در
  2. 2 چشم تو چون رهزند ره زده را ره نما·زلفت اگر سر کشد عشوه هندو مخر
  3. 3 عشق بود گلستان پرورش از وی ستان·از شجره فقر شد باغ درون پرثمر
  4. 4 جمله ثمر ز آفتاب پخته و شیرین شود·خواب و خورم را ببر تا برسم نزد خور
  5. 5 طبع جهان کهنه دان عاشق او کهنه دوز·تازه و ترست عشق طالب او تازه تر
  6. 6 عشق برد جوبجو تا لب دریای هو·کهنه خران را بگو اسکی ببج کمده ور
  7. 7 هر کس یاری گزید دل سوی دلبر پرید·نحس قرین زحل شمس قرین قمر
  8. 8 دل خود از این عام نیست با کسش آرام نیست·گر تو قلندردلی نیست قلندر بشر
  9. 9 تن چو ز آب منیست آب به پستی رود·اصل دل از آتشست او نرود جز زبر
  10. 10 غیر دل و غیر تن هست تو را گوهری·بی‌خبری زان گهر تا نشوی بی‌خبر

ganjoor: sh1125 · public domain