沙姆斯集 抒情詩 1138 詩節 11 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۱۳۸

  1. دو چشمِ کشته به زنده بدان همی‌نگرد که ای فسرده غافل، بیا و گوش مخار

G1138:11

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار·بر آب دیده و خون جگر گرفت قرار
  2. 2 هزار آتش و دود و غمست و نامش عشق·هزار درد و دریغ و بلا و نامش یار
  3. 3 هر آنک دشمن جان خودست بسم الله·صلای دادن جان و صلای کشتن زار
  4. 4 به من نگر که مرا او به صد چنین ارزد·نترسم و نگریزم ز کشتن دلدار
  5. 5 چو آب نیل دو رو دارد این شکنجه عشق·به اهل خویش چو آب و به غیر او خون‌خوار
  6. 6 چو عود و شمع نسوزد چه قیمتش باشد‌؟!·که هیچ فرق نماند ز عود و کنده خار
  7. 7 چو زخم تیغ نباشد به جنگ و نیزه و تیر·چه فرق حیز و مخنث ز رستم و جاندار‌‌؟!‌
  8. 8 به پیش رستم آن تیغ خوشتر از شکرست·نثار تیر بر او لذیذتر ز نثار
  9. 9 شکار را به دوصد ناز می‌برد این شیر·شکار در هوسِ او دوانْ قطار قطار
  10. 10 شکار کشته به خون اندرون همی‌زارد·که از برای خدایم بکُش تو دیگربار
  11. 11 دو چشمِ کشته به زنده بدان همی‌نگرد·که ای فسرده غافل، بیا و گوش مخار
  12. 12 خمش خمش که اشارات عشق معکوسست·نهان شوند معانی ز گفتنِ بسیار

ganjoor: sh1138 · public domain