沙姆斯集 抒情詩 1171 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۱۷۱

  1. هین که رسیدیم به نزدیک ده همره ما شو دو سه گامی دگر

G1171:2

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 در بگشا کآمد خامی دگر·پیشکشی کن دو سه جامی دگر
  2. 2 هین که رسیدیم به نزدیک ده·همره ما شو دو سه گامی دگر
  3. 3 هین هله چونی تو ز راه دراز·هر قدمی غصه و دامی دگر
  4. 4 غصه کجا دارد کان عسل·ای که تو را سیصد نامی دگر
  5. 5 بسته بدی تو در و بام سرا·آمدت آن حکم ز بامی دگر
  6. 6 گر به سَنام سر گردون روی·بر تو قضا راست سنامی دگر
  7. 7 ای ز تو صد کام دلم یافته·می‌طلبد دل ز تو کامی دگر
  8. 8 ای رخ و رخسار تو رومی دگر·ای سر زلفین تو شامی دگر
  9. 9 سوی چنان روم و چنان شام رو·تا ببری دولت رامی دگر
  10. 10 لطف تو عام آمد چون آفتاب·گیر مرا نیز تو عامی دگر
  11. 11 هر سحری سر نهدت آفتاب·گوید بپذیر غلامی دگر
  12. 12 بر تو و برگرد تو هر کس که هست·دم به دم از عرش سلامی دگر
  13. 13 بی‌سخنی ره رو راه تو را·در غم و شادیست پیامی دگر
  14. 14 این غم و شادی چو زمام دلند·ناقه حق راست زمامی دگر
  15. 15 شاد زمانی که ببندم دهن·بشنوم از روح کلامی دگر
  16. 16 رخت از این سوی بدان سو کشم·بنگرم آن سوی نظامی دگر
  17. 17 عیش جهان گردد بر من حرام·بینم من بیت حرامی دگر
  18. 18 طرفه که چون خنب تنم بشکند·یابد این باده قوامی دگر
  19. 19 توبه مکن زین که شدم ناتمام·بعد شدن هست تمامی دگر
  20. 20 بس کنم ای دوست تو خود گفته گیر·یک دو سه میم و دو سه لامی دگر

ganjoor: sh1171 · public domain