沙姆斯集 抒情詩 1175 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۱۷۵

  1. چون پیشه مرد زرگری شد هر شهر که رفت کیست زرگر

G1175:7

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 انجیرفروش را چه بهتر·انجیرفروشی ای برادر
  2. 2 یا ساقی عشقنا تذکر·فالعیش بلا نداک ابتر
  3. 3 ما را سر صنعت و دکان نیست·ای ساقی جان کجاست ساغر
  4. 4 لا تترکنا سدی صحایا·الخیر ینال لا یوخر
  5. 5 کم جوی وفا عتاب کم کن·ای زنده کن هزار مضطر
  6. 6 الحنطه حیث کان حنطه·اذ کان کذاک یوم بیدر
  7. 7 چون پیشه مرد زرگری شد·هر شهر که رفت کیست زرگر
  8. 8 ابرارک یشربون خمراً·فی ظل سخایک المخیر
  9. 9 خود دل دهدت که برنهی بار·بر مرکب پشت ریش لاغر
  10. 10 من کاسک للثری نصیب·و الارض بذاک صار اخضر
  11. 11 بگذار که می‌چرد ضعیفی·در روضه رحمتت محرر
  12. 12 یا ساقی‌هات لا تقصر·یا طول حیاتنا المقصر
  13. 13 در سایه دوست چون بود جان·همچون ماهی میان کوثر
  14. 14 طهر خطراتنا و طیب·من کأس مدامک المطهر
  15. 15 ما را بمران وگر برانی·هم بر تو تنیم چون کبوتر
  16. 16 و الفجر لذی لیال عشر·من نهر رحیقک المفجّر
  17. 17 آمد عثمان شهاب دین هین·واگو غزل مرا مکرر

ganjoor: sh1175 · public domain