沙姆斯集 抒情詩 1186 詩節 1 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۱۸۶

  1. چنان مستم چنان مستم من امروز که پیروزه نمی‌دانم ز پیروز

G1186:1

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 چنان مستم چنان مستم من امروز·که پیروزه نمی‌دانم ز پیروز
  2. 2 به هر ره راهبر هشیار باید·در این ره نیست جز مجنون قلاوز
  3. 3 اگر زنده‌ست آن مجنون بیا گو·ز من مجنونی نادر بیاموز
  4. 4 اگر خواهی که تو دیوانه گردی·مثال نقش من بر جامه بردوز
  5. 5 خلیل آن روز با آتش همی‌گفت·اگر مویی ز من باقیست درسوز
  6. 6 بدو می‌گفت آن آتش که ای شه·به پیشت من بمیرم تو برافروز
  7. 7 بهشت و دوزخ آمد دو غلامت·تو از غیر خدا محفوظ و محروز
  8. 8 پیاپی می‌ستان از حق شرابی·ندارد غیر عاشق اندر آن پوز
  9. 9 بده صحت به بیماران عالم·که در صحت نه معلومی نه مهموز
  10. 10 چو ناگفته به پیش روح پیداست·چو پوشیده شود بر روح مرموز
  11. 11 خمش کن از خصال شمس تبریز·همان بهتر که باشد گنج مکنوز

ganjoor: sh1186 · public domain