沙姆斯集 抒情詩 119 詩節 10 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۱۹

  1. در گردن این فکنده آن دست کان شاه من و حبیب و مولا

G119:10

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 برخیز و صبوح را بیارا·پُر لَخلخه کن کنار ما را
  2. 2 پیش آر شراب رنگ آمیز·ای ساقی خوب خوب سیما
  3. 3 از من پرسید کو چه ساقیست·قندست و هزار رطل حلوا
  4. 4 آن ساغر پرعقار برریز·بر وسوسهٔ محال‌پیما
  5. 5 آن می که چو صعوه زو بنوشد·آهنگ کند به صید عنقا
  6. 6 زان پیش که دررسد گرانی·برجه سبک و میان ما آ
  7. 7 می‌گرد و چو ماه نور می‌ده·حمرا می ده بدان حمیرا
  8. 8 ما را همه مست و کف‌زنان کن·وان گاه نظاره‌کن تماشا
  9. 9 در گردش و شیوه‌های مستان·در عربده‌های در علالا
  10. 10 در گردن این فکنده آن دست·کان شاه من و حبیب و مولا
  11. 11 او نیز ببرده روی چون گل·می‌بوسد یار را کف پا
  12. 12 این کیسه گشاده از سخاوت·که خرج کنید بی‌محابا
  13. 13 دستار و قبا فکنده آن نیز·کاین را به گرو نهید فردا
  14. 14 صد مادر و صد پدر ندارد·آن مِهر که مِی بجوشد آنجا
  15. 15 این مِی آمد اصول خویشی·کز سکر چنین شدند اعدا
  16. 16 آن عربده در شراب دنیاست·در بزم خدا نباشد آن‌ها
  17. 17 نی شورش و نی قیست و نی جنگ·ساقیست و شراب مجلس آرا
  18. 18 خامش که ز سکر نفس کافر·می‌گوید لا اله الا

ganjoor: sh119 · public domain