沙姆斯集 抒情詩 1223 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۲۲۳

  1. شراب کاس کیکاووس ده مخمور عاشق را دقیقه دانی و فن را به پیش فکر عاقل کش

G1223:7

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 قرین مه دو مریخند و آن دو چشمت ای دلکش·بدان هاروت و ماروتت لجوجان را به بابل کش
  2. 2 سلیمانا بدان خاتم که ختم جمله خوبانی·همه دیوان و پریان را به قهر اندر سلاسل کش
  3. 3 برای جن و انسان را گشادی گنج احسان را·مثال نحن اعطیناک بر محروم سائل کش
  4. 4 جسد را کن به جان روشن حسد را بیخ و بن برکن·نظر را بر مشارق زن خرد را در مسائل کش
  5. 5 چو لب الحمد برخواند دهش نقل و می بی‌حد·چو برخواند و لا الضالین تو او را در دلایل کش
  6. 6 سوی تو جان چو بشتابد دهش شمعی که ره یابد·چو خورشید تو را جوید چو ماهش در منازل کش
  7. 7 شراب کاس کیکاووس ده مخمور عاشق را·دقیقه دانی و فن را به پیش فکر عاقل کش
  8. 8 به اقبال عنایاتت بکش جان را و قابل کن·قبول و خلعت خود را به سوی نفس قابل کش
  9. 9 اسیر درد و حسرت را بده پیغام لاتأسوا·قتول عشق حسنت را از این مقتل به قاتل کش
  10. 10 اگر کافردلست این تن شهادت عرضه کن بر وی·وگر بی‌حاصلست این جان چه باشد توش به حاصل کش
  11. 11 کنش زنده وگر نکنی مسیحا را تو نایب کن·تو وصلش ده وگر ندهی به فضلش سوی فاضل کش
  12. 12 زمین لرزید ای خاکی چو دید آن قدس و آن پاکی·اذا ما زلزلت برخوان نظر را در زلازل کش
  13. 13 تمامش کن هلا حالی که شاه حالی و قالی·کسی که قول پیش آرد خطی بر قول و قایل کش

ganjoor: sh1223 · public domain