沙姆斯集› 抒情詩 1230› 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۲۳۰
- در وصل تو میجوید وز شرم نمیگوید کامسال طرب خواهد چون پار به آمیزش
G1230:4
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 جانم به چه آرامد ای یار به آمیزش·صحت به چه دریابد بیمار به آمیزش
- 2 هر چند به بر گیری او را نبود سیری·دانی به چه بنشیند این بار به آمیزش
- 3 آن تشنه ده روزه کی به شود از کوزه·الا که کند آبش خوش خوار به آمیزش
- 4 در وصل تو میجوید وز شرم نمیگوید·کامسال طرب خواهد چون پار به آمیزش
- 5 کاری که کند بنده تقدیر زند خنده·کای خفته بجو آخر این کار به آمیزش
- 6 زیرا که به آمیزش یک خشت شود قصری·زیرا که شود جامه یک تار به آمیزش
- 7 اندر چمن عشقت شمس الحق تبریزی·صد گلشن و گل گردد یک خار به آمیزش
ganjoor: sh1230 · public domain