沙姆斯集› 抒情詩 1232› 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۲۳۲
- یک برق ز عشق شه بر چرخ زند ناگه آتش فتد اندر مه برهم زند ارکانش
G1232:4
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش·با زهره درآ گویان در حلقه مستانش
- 2 هر جان که بود محرم بیدار کنش آن دم·وان کو نبود محرم تا حشر بخسبانش
- 3 میگو سخنش بسته در گوش دل آهسته·تا کفر به پیش آرد صد گوهر ایمانش
- 4 یک برق ز عشق شه بر چرخ زند ناگه·آتش فتد اندر مه برهم زند ارکانش
- 5 آن جا که عنایتها بخشید ولایتها·آن جا چه زند کوشش آن جا چه بود دانش
- 6 آن جا که نظر باشد هر کار چو زر باشد·بیدست برد چوگان هر گوی ز میدانش
- 7 شمس الحق تبریزی کو هر دل بیدل را·میآرد و میآرد تا حضرت سلطانش
ganjoor: sh1232 · public domain