沙姆斯集 抒情詩 1285 詩節 13 ← 上一節

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۲۸۵

  1. هزار خانه چو زنبور پرعسل داری به جان تو که گذر کن ز گفت و گوی ترش

G1285:13

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش·چه باده‌هاست بتم را در آن کدوی ترش
  2. 2 به قاصد او ترشست و به جان شیرینش·که نیست در همه اجزاش تای موی ترش
  3. 3 هزار خمره سرکه عسل شدست از او·که هست دلبر شیرین دوای خوی ترش
  4. 4 زهای و هوی ترش‌های ماش خنده گرفت·حلاوت عجبی یافت‌های و هوی ترش
  5. 5 ترش چگونه نخندد به زیر لب چو شنید·که جوی شیر و شکر شد روان به سوی ترش
  6. 6 ربود سیل ویم دوش و خلق نعره زنان·میان جوی عسل چیست آن سبوی ترش
  7. 7 پریر یار مرا جست کان ترش رو کو·خمار نیست چرا بودش آرزوی ترش
  8. 8 شتاب و تیز همی‌رفت کو به کو پی من·چرا کند شکرقند جست و جوی ترش
  9. 9 گرفته طبله حلوا و بنده را جویان·که تا ز جایزه شیرین کند گلوی ترش
  10. 10 عجب نباشد اگر قصد او فنای منست·همیشه شیرین باشد یقین عدوی ترش
  11. 11 غلط مکن ترشی نی برای دفع توست·ز رشک چون تو شکاریست رنگ و بوی ترش
  12. 12 ز رشک جاه امیرست روترش دربان·ز رشک روی عروس است روی شوی ترش
  13. 13 هزار خانه چو زنبور پرعسل داری·به جان تو که گذر کن ز گفت و گوی ترش

ganjoor: sh1285 · public domain