沙姆斯集 抒情詩 1310 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۳۱۰

  1. گویی چه چاره دارم کان عشق را شکارم بیمار عشق زارم ای تو طبیب حاذق

G1310:5

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 ای ناطق الهی و ای دیده حقایق·زین قلزم پرآتش ای چاره خلایق
  2. 2 تو بس قدیم پیری بس شاه بی‌نظیری·جان را تو دستگیری از آفت علایق
  3. 3 در راه جان سپاری جان‌ها تو را شکاری·آوخ کز این شکاران تا جان کیست لایق
  4. 4 مخلوق خود کی باشد کز عشق تو بلافد·ای عاشق جمالت نور جلال خالق
  5. 5 گویی چه چاره دارم کان عشق را شکارم·بیمار عشق زارم ای تو طبیب حاذق
  6. 6 لطف تو گفت پیش آ قهر تو گفت پس رو·ما را یکی خبر کن کز هر دو کیست صادق
  7. 7 ای آفتاب جان‌ها ای شمس حق تبریز·هر ذره از شعاعت جان لطیف ناطق

ganjoor: sh1310 · public domain