沙姆斯集› 抒情詩 1315› 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۳۱۵
- ز ذوقش گر ببالیدی چرا از هجر نالیدی تو منکر میشوی لیکن هزاران ترجمان اینک
G1315:8
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 روان شد اشک یاقوتی ز راه دیدگان اینک·ز عشق بینشان آمد نشان بینشان اینک
- 2 ببین در رنگ معشوقان نگر در رنگ مشتاقان·که آمد این دو رنگ خوش از آن بیرنگ جان اینک
- 3 فلک مر خاک را هر دم هزاران رنگ میبخشد·که نی رنگ زمین دارد نه رنگ آسمان اینک
- 4 چو اصل رنگ بیرنگست و اصل نقش بینقشست·چو اصل حرف بیحرفست چو اصل نقد کان اینک
- 5 توی عاشق توی معشوق توی جویان این هر دو·ولی تو توی بر تویی ز رشک این و آن اینک
- 6 تو مشک آب حیوانی ولی رشکت دهان بندد·دهان خاموش و جان نالان ز عشق بیامان اینک
- 7 سحرگه ناله مرغان رسولی از خموشانست·جهان خامش نالان نشانش در دهان اینک
- 8 ز ذوقش گر ببالیدی چرا از هجر نالیدی·تو منکر میشوی لیکن هزاران ترجمان اینک
- 9 اگر نه صید یاری تو بگو چون بیقراری تو·چو دیدی آسیا گردان بدان آب روان اینک
- 10 اشارت میکند جانم که خامش که مرنجانم·خموشم بنده فرمانم رها کردم بیان اینک
ganjoor: sh1315 · public domain