沙姆斯集› 抒情詩 1373› 詩節 9 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۳۷۳
- در سایهات تا آمدم چون آفتابم بر فلک تا عشق را بنده شدم خاقان و سلطان سنجرم
G1373:9
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 هان ای طبیب عاشقان دستی فروکش بر برم·تا بخت و رخت و تخت خود بر عرش و کرسی بر برم
- 2 بر گردن و بر دست من بربند آن زنجیر را·افسون مخوان ز افسون تو هر روز دیوانه ترم
- 3 خواهم که بدهم گنج زر تا آن گواه دل بود·گرچه گواهی میدهد رخسارهٔ همچون زرم
- 4 ور تو گواهان مرا رد می کنی ای پرجفا·ای قاضی شیرین قضا باری فروخوان محضرم
- 5 بیلطف و دلداری تو یا رب چه می لرزد دلم·در شوق خاک پای تو یا رب چه می گردد سرم
- 6 پیشم نشین پیشم نشان ای جان جان جان جان·پر کن دلم گر کشتیم بیخم ببر گر لنگرم
- 7 گه در طواف آتشم گه در شکاف آتشم·باد آهن دل سرخ رو از دمگه آهنگرم
- 8 هر روز نو جامی دهد تسکین و آرامی دهد·هر روز پیغامی دهد این عشق چون پیغامبرم
- 9 در سایهات تا آمدم چون آفتابم بر فلک·تا عشق را بنده شدم خاقان و سلطان سنجرم
- 10 ای عشق آخر چند من وصف تو گویم بیدهن·گه بلبلم گه گلبنم گه خضرم و گه اخضرم
ganjoor: sh1373 · public domain