沙姆斯集› 抒情詩 1378› 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۳۷۸
- دیدم گشاد داد او وان جود و آن ایجاد او من دادن جان دم به دم زان دادخو آموختم
G1378:6
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 ای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختم·خورشید او را ذرهام این رقص از او آموختم
- 2 ای مه نقاب روی او ای آب جان در جوی او·بر رو دویدن سوی او زان آب جو آموختم
- 3 گلشن همیگوید مرا کاین نافه چون دزدیدهای·من شیری و نافه بری ز آهوی هو آموختم
- 4 از باغ و از عرجون او وز طره میگون او·اینک رسن بازی خوش همچون کدو آموختم
- 5 از نقشهای این جهان هم چشم بستم هم دهان·تا نقش بندی عجب بیرنگ و بو آموختم
- 6 دیدم گشاد داد او وان جود و آن ایجاد او·من دادن جان دم به دم زان دادخو آموختم
- 7 در خواب بیسو می روی در کوی بیکو می روی·شش سو مرو وز سو مگو چون غیر سو آموختم
ganjoor: sh1378 · public domain